Home / خبر، تحلیل و دیدگاه / پیش پای غنی توپ می‌گذارند، بعد شکوه می‌کنند چرا گول کردی!

پیش پای غنی توپ می‌گذارند، بعد شکوه می‌کنند چرا گول کردی!

در سیاست همیشه روباه ها بر گرگ ها پیروز میشوند. غنی روباه است و مخالفان اش میخواهند گرگ باشند.

نمیخواستم در بارهء مسلهء بلخ اینجا بنویسم؛ زیرا حرف هایم را مستقیم باربار و بعد از قضیهء آخر نیز به جنرال نور و جبههء سیاسی شمال رسانده ام. تمام رویداد های کنونی به روشنی پیش بینی پذیر بود. اماااا حالا که موضعگیری های جدید هواداران نور را میبینم ناگزیرم بنویسم که ” اشتک بازی سیاسی” را کنار بگذارید. هیچ یک از موضع گیری ها نه تنها ستراتیژیک نیست که برعکس گول زدن به دروازهء خود است. به جای پرداختن به سازه ها و نهاد ها تمرکز بر چهره ها و تیوری پروپاگندای زرد راه به جایی نمی برد.

غنی تمام مخالفان خود را از طریق ” نهادها” زد ( حالا بگویید سوء استفاده از نهاد ها و بدانید که در سیاست افغانستان این امری معمول و گاه ناگزیر است). غنی تمام موافقان خود را نیز ” نهادینه” گروگان گرفته است. آنهایی که با او کار میکنند یا ” ملکیت سیاسی” خود را ندارند یا با او پیوند ستراتیژیک بسیار محکم دارند. بسیار هم موفق است و دلیل موفقیت اش قوت سیاسی او نیست ضعف مخالفان او است. غنی قطعهء برنده کم دارد و تمام هنرش این است که با برگ های برندهء مخالفان خود میدان را میبرد. مخالفان او خود توپ را پیش پای او میگذارند بعد شکوه میکنند که چرا گول کردی.

بعد از آن هم به جای اینکه دوباره فوتبال سیاسی را آغاز کنند یا غنی را ملامت میکنند یا توپ را. مجبورم این مثال ها را بدهم. از یک طرف گفته میشود نصف حکومت از ماست و قوت ما بیشتر است و از سوی دیگر ناله میکنند که چرا غنی سهم آنها را نیز میبلعد. مگر شما خود به او این فرصت را ندادید؟ به جای مجبور ساختن او از طریق نهادها ( از جمله نهاد ریاست اجراییه) بازی های شخصی کردید. جالب هم این است که از نظر ستراتیژیک بازی ها زیاد تناقض داشت : یک بار حق اقوام و عدالت اجتماعی مطرح بود ، بار دیگر حق حزبی و بار دیگر حق مجاهدین و….یعنی یک حرکت ” جلترنگ” …گذشته از داخلی ها همین خارجی ها چگونه میتوانند روی کسانی که دورنمای سیاسی شان مشخص نیست حساب کنند؟ آنها چنین آدم هایی را استراتیژیک نمیدانند بل فرصت طلب و سودجو میدانند و در میدان سیاست سودجود ها و فرصت طلب ها فقط میتوانند ” بازیچه” باشند نه ” بازیگر”.

پیشنهاد من این است:

نهاد اولی که میتواند در برابر غنی قانونی بایستد ” ریاست اجراییه” است. این نهاد سازمان شخصی داکتر عبدالله عبدالله نیست. بزرگترین دستاورد در تاریخ معاصر افغانستان برای شکستن معادلهء قدیمی قدرت ( تصمیم تک قومی) است. بنابراین از نظر قانونی ( هدفم بازی های قانونی است ) فقط همین نهاد و پارلمان میتوانند تصمیم های رییس جمهور را تغییر دهند. ضعیف ساختن این نهاد به مفهوم انداختن پوست کیله زیر پای خود تان است.

نهاد دومی که میتواند هم ریاست اجراییه و هم ریاست جمهوری را به چالش بکشد ” ائتلاف برای نجات افغانستان” است. البته در صورتی که برای آن استراتیژی ساخته شود و رهبران آن به جای شنیدن مشورهء چرخه گیران فیسبوکی نگرش کسانی را بشنوند که دیدستراتیژیک دارند . چنین افرادی در احزاب خود شان است اما برای شان مجال داده نمیشود. برعکس این افراد ” ترسو” و ” محافظه کار” و ” معامله گر” خوانده میشوند. بگذار یک شوخی کنم : در سیاست همیشه روباه ها بر گرگ ها پیروز میشوند. غنی روباه است و مخالفان اش میخواهند گرگ باشند.

در قضیهء جنرال نور هیچ راه سیاسی دیگری غیر از تبدیل اءتلاف برای نجات افغانستان وجود ندارد. هر بازی دیگر ( به شمول بازی از سوی جمعیت) او را بازیچهء سیاسی خواهد ساخت نه بازیگر. برای جمعیت باید تلاش کنند دوباره ” حزب” شود. اکنون فقط امکانی برای سودجویی چند چهرهء میراثی است. آنها نیز باعطا بازی خواهند کرد.

اءتلاف نجات باید کارسیاسی منظم را هم در قدرت ( از طریق فشار بر ریاست اجراییه و همکاری جدی با آن) و هم بیرون از قدرت به عنوان قویترین اپوزیسیون ممکن برای شرایط کنونی سیاست ( بر شرایط کنونی تاکید دارم) آغاز کند. نگرانی من و ما از سقوط دوبارهء وطن به چنگ یک هژمونی قدیمی است. ناگفته نمانم که حداقل در تاریخ امروز فاشیست های پشتون به زور حاکم نشده اند. مشروعیت خود را کم از کم از سیاستمداران معامله گر تاجیک گرفته اند. خود را نباید فریب بدهیم و قبول کنیم که توپ را اپارچونیست های اقوام دیگر پیش پای فاشیست های پشتون مانده اند.

این بود مشورهء من برای آنهایی که در بافت کنونی قدرت در افغانستان سیاست میکنند اما مشورهء من به نسل نو:

نسل نو نباید خود را در گیر بازی های اینها کند. این در بازی اینها است که روباه ها بر گرگ ها پیروز میشوند. در سیاست اصلی انسان های متفکرتر و مبتکرتر باید بر انسان هایی که ابتکار کمتر دارند پیروز میشوند اما این پیروزی از برنده و بازنده است.

نسل نو باید سیاسی شود اما موج های سیاسی و مدنی خود را بسازد. به دورها فکر کند و سیاست کنونی را جزیی از مشکلاتی ببیند که باید حل کند.

نسل نو احزاب کهنه اگر هنوز به قدرت حزب باور دارند، باید احزاب را بازبینی کنند. شاید رهبران این فرصت را برای آنها ندهند اما تلاش کنند و پیش بروند. کارسیاسی شعور و شور و شکیبایی زیاد نیاز دارد.

سمیع حامد


نظرات

مطالب مرتبط

شکست استبداد نزدیک است!

استفاده از زور و عریان ساختن استبداد مقاومت ایجاد میکند و صف مظلومین را بزرگ …