Home / افغانستان / تاریخ افغانستان / امیر تیمور گورکان و افغانستان (تیموریان ۱۳۶۹ – ۱۵۱۴ میلادی)

امیر تیمور گورکان و افغانستان (تیموریان ۱۳۶۹ – ۱۵۱۴ میلادی)

حکومت چغتائیه ماوراءالنهر وافغانستان بعد از یک قرن رو به ضعف و انحطاط گذاشت.

امیر تیمور پسر امیر تراغای، فرمانروای کشترکستان بود. وی در۲۵شعبان ۷۳۶ه.ق در همان شهر کش به‌دنیا آمد. طایفه‌اش از شاخهٔتاتارترکستان بود ولی در آن زمان وابستگی به قوم مغول که چنگیز خان نام آورترین آن بود

نوعی افتخار به حساب می‌آمد از این روی «امیر تیمور» تبارش را به «چنگیزخان» و قوم مغول می‌رساند.تیمور در زبان چغتایی به معنای «آهن» است و از او با القاب «امیر تیمور»، «تیمور لنگ»، «تیمور گورکان» و «صاحبقران» یاد شده‌است و اروپائیان به او «تامرلان» (Tamerlane) می‌گویند.

به گفته ابن عربشاه تاریخنگار آن‌زمان تیمور در زمان کودکی زخم برداشت و لنگ شد. بنابر روایات دیگر وی در سال ۷۶۴ه.ق بنا به استمداد امیر سیستان به کمک او شتافت و در جنگ با مخالفینش زخمی شد ولی پایش بعد از بهبودی این زخم هم برای همیشه لنگید.
او در سن رشد با برادر زنش امیر حسین مدتی در افغانستان در خدمت امراء محلی بسر برد. تیمور در این مدت تربیت سیاسی افغانی را با خشونت ترکی جمع، و درصدد شد دولت فرسوده چغتائی را از میان برداشته و شخصا فرمانروا گردد. پس در حالیکه وقتی به حیث حاکم تغاتیمور چغتائی در کشکی، و وقتی به حیث وزیر سریور غاتش خدمت نموده بود. حکومت چغتائیه را غصب، وشهرهای کش و سمرقند را اشغال و فقط نامی برای یکی از فرمانروایان چغتائی باقی گذاشت. ولی این حال نیز دیری دوام نکرد و تیمور و امیر حسین رفیق و رقیب قوی خویش را در رزم مقتول و خود اعلان سلطنت نمود.

تیمور پس از تصرف ماورا النهر و ولایت خوارزم در سال  ۷۷۱ هجری به غرض اشغال افغانستان، حرکت و مدت هشت سال در اینجا مصروف ضرب و حرب گردید. در نتیجه بلاد تازه جان گرفته ی افغانستان ، در شمال و غرب ویران و امرای محلی کشور از بین رفتند.

از آن بعد تیمور مملکت فارس را از مازندران تا ری و سلطانیه و از آذرباییجان وگیلان،تا گرجستان و داغستان بلا مانع اشغال، و در اصفهان کله مناری از سرهای هفتاد هزار نفر بی گناه ترتیب نمود. آنگاه تیمور به عراق عرب سوقیات، و باز متوجه روسیه شد ه مسکو را غارت و در سال ۸۰۱ هجری از راه افغانستان  به کشور هند هجوم و تا دهلی پیشرفت و دولت افغانی آنجا متزلزل گردید. تیمور در سال ۸۰۴ به آسیای صغیر حمله و در جنگ نزدیک انقره، دولت ترک عثمانی را مغلوب و یلدرم سلطان دلاور ترکی را اسیر نمود، تیمور در این جنگ بروسه پایتخت قدیم عثمانی را فتح و بعد از تاراج شهرهای بسیاری قشون خونخوار او تا کناره های مدیترانه رسید.وقتی که تیمور به سمرقند پایتخت خود رسید ، در سال ۸۰۷ هجری درصدد تسخیرکشور پهناور چین برآمد ولی عمر وفا نکرد و در همان سال چشمهای کوچک و حریصش را از دنیا بست.

تیمور در ردیف پادشاهان فاتح و مدبر اما خشن مشرق قرار دارد. بعد از مرگ تیمور بین جانشینان او اختلاف رخ داد و در آخر پسر چهارمین او ، شاهرخ گورکانی نائب الحکومه ولایت هرات به سلطنت  رسید و شهر هرات در افغانستان مرکز امپراطوری گورکانیه قرار گرفت. شاهرخ جوان دلدادهی تهذیب و تمدن هرات، و شیفته تربیت و ثقافت افغانستان بود او چهل و سه سال در هرات فرمانروائی کرده و به درجه ای تحت تاثیر آمد که او و خاندانش به کلی در ملت افغان تجلیل و تمثیل گردید . یک دولت به کلی افغانی تشکیل نمودند. این سلسله حکمرانی در تعمیر و آبادی کشور تعلیم و تربیت، علم، ادب،فن و صنعت خدمات بسیاری به کشور افغانستان نموده، زخمهای دست چنگیز، چغتای و تیمور را مرهم نهادند.

آثار قیمت دار ، عمارات مجلل و با شکوه شاهرخ وگوهرشاد ملکه محبوب و شریف او هنوز در خرابه های هرات و مرو و شهر مشهد موجود و اسماء مدارس آن خاندان در تواریخ و سیر مرقوم و مسطور است. زیج معروف الغ بیگی را هرکسی می شناسد ، و نام نامی سلطان حسین بایقرا و امیر علی شیر را هر آدمی احترام مینماید. رجال معروف افغانی چون جامی شاعر ، خواندمیر مورخ، و بهزاد نقاش ، میر علی خطاط همه در این دوره جهان فن و ادب را روشنایی می بخشیدند.

و الحاصل دولت تیموریه افغانستان بعد از دو قرن تنزل و انحطاط اجتماعی و زوال علم و حکمت ( هجوم چنگیز تا مرگ تیمور) مجددا کشور افغانستان را در پیشرفت تهذیب و تمدن وعلوم و فنون کمک و تقویت شایانی نمودند. و عصر ادبی جامی و نقاشی بهزاد را به میدان کشیدند. در حالیکه از هجوم چنگیز تا مرگ امیر تیمور تمام تهذیب و تمدن کشور آریانای قدیم، یا خراسان اسلامی به باد فنا رفته و شهرها ویران و نفوس کشته و فرار و علماء و فضلا معدوم، ثروت تاراج، زراعت و صنعت تباه و در نیتجه مدنیت درخشنده ی به وحشت تبدیل شده بود. چنانیکه ما در تاریخ این دو قرن معدودی چند از یادگارهای رجال قدیم افغانستان دیده می توانیم و بس از قبیل: عطا ملک جوینی، مورخ خواجه نظام الملک طوسی عالم ریاضیدان ونجوم ، سعد الدین تفتازانی عالم و حکیم .

در هر حال دولت تیموریه افغانستان یک قرن دوام نموده و بالاخره به واسطه ظهور دولتهای صفویه فارس، و شیبانی ماوراء النهر روز به روز دایره سیاسی شان محدود می گردید تا اینکه به کلی از بین رفته و جای خود را در افغانستان شمالی و غربی به حکومتهای مذکوره ، و در افغانستان شرقی به دولت نو احداث بابریه هند گذاشتند، و به این صورت بار دیگر افغانستان تجزیه و خرابی سوق گردید.
پادشاهان تیموریه افغانستان:
شاهرخ میرزا سال ۸۵۰ – ۸۰۷ هجری
الغ بیگ سال ۸۵۰ – ۸۵۳ هجری
بابر مرزا سال ۸۵۴ – ۸۶۱ هجری
ابو سعید سال ۸۶۳ – ۸۷۲ هجری
سلطان حسین مرزا ۸۷۲ – ۹۱۱ هجری
بدیع الزمان سال ۹۱۱ – ۹۲۰ هجری

تیمور شاه

نظرات

مطالب مرتبط

تاریخچه آیین بودایی و اوضاع عمومی آن در افغانستان

درعصر “هیون‌تسنگ” که اوایل ظهور اسلام بود، آیین بودایی (بودا) مذاهب متعدد داشته وتا هژده …