Home / خبر، تحلیل و دیدگاه / دیپلماسی های زنانه حکمتیار برای بهبود روابط حزب اسلامی با سفارت امریکا

دیپلماسی های زنانه حکمتیار برای بهبود روابط حزب اسلامی با سفارت امریکا

رسانه‌ها از دیدار دو دختر آقای حکمتیار (ناجیه و مریم) با یک دیپلومات زن از سفارت امریکا در کابل خبر می‌دهند. این دیدار که گویا حدود چهار ماه قبل با خانم (نانسی بایدن) در کابل صورت گرفته نشان از رویکرد جدید حکمتیار در تماس با خارجیان دارد.

 در گزارش آمده است که ناجیه حکمتیار در زمانی که داکتر فاروق وردگ وزیر معارف بود، غرض تحصیلات عالی به هندوستان فرستاده شد و در رشتۀ پولیتیکل ساینس از یکی از دانشگاه‌های هندوستان فارغ التحصیل شده و مریم دختر دیگرش فارغ التحصیل رشتۀ طب از یکی از دانشگاه‌های کراچی است.

در این گزارش از کسانی که زمینۀ این ملاقات را فراهم نمودند با ذکر نام و مشخصات هر فرد به تفصیل سخن رفته است. نکتۀ جالب اینکه دیپلومات امریکایی به دختران آقای حکمتیار پیشنهاد کرده است که امریکا حاضر است تا نام حکمتیار را از لیست سیاه حذف نموده و اجازه دهد که وی بصورت موقت در عربستان سعودی به عنوان پناهندۀ سیاسی پذیرفته شود به شرطی که او از مخالفت با دولت کابل دست بردارد و یکی از افراد مورد اعتماد حکمتیار به کابل بیاید و رهبری حزب اسلامی را بعهده بگیرد. دختران حکمتیار به مقام امریکایی وعده داده اند که این پیشنهاد امریکا را با پدرشان در میان خواهند گذاشت.

آغاز این دیپلوماسی زنانه مصادف با زمانی بود که عظیم آبرومند یکی از افراد حزب اسلامی به کابل آمد و در مصاحبه با صدای امریکا گفت: درصورتیکه دولت وحدت ملی به حزب اسلامی امتیاز بدهد، حزب حاضر است با این دولت یکجا شده و در جنگ علیه مخالفین مسلح دولت سهم بگیرد. اما در آن زمان حزب اسلامی این سخن آبرومند را نظر شخصی وی دانست و اعلام نمود که وی از حزب اسلامی نماینده‌گی نمی‌کند.

پیشنهاد امریکا که حکمتیار از صحنه به صورت موقت خارج شود و قدرت را به یک شخص مورد اعتمادش در حزب بسپارد، شرطی دشوار است. آقای حکمتیار در یافتن مرد قابل اعتماد در حزب اسلامی مشکل دارد که به جای وی حزب را بشکل موقت رهبری نماید و بعد به خواست حکمتیار مقام خود را ترک گوید. در طول ده سال گذشته حکمتیار مردان زیادی از اعضای حزب را غرض مذاکره با مقامات دولت افغانستان و یا امریکائی‌ها به کابل فرستاد اما همه نامردی کردند و با دولت کابل به معاملۀ شخصی پرداختند، دفتر و دیوانی برای خود به وجود آوردند؛ به مقامات دولتی رسیدند. چه تضمینی وجود دارد که مردی که به صورت موقت به سمت رهبری حزب برگزیده شود نامردی نکند؟! بنابراین با توجه به آن تجربه‌های تلخ، رویکرد حکمتیار به (دیپلوماسی زنانه) تا حدی قابل درک است و شاید بتوان وضعیت فعلی حزب را مصداق این لندی پشتو دانست:

که له ځوانانو پوره نه شوه
ای زما حزبه! جینکۍ به دی ساتینه

باید اعتراف کرد که حکمتیار دست به ابتکار جالبی برای جلب توجه غرب زده است. در غرب حقوق زن در صدر همه حقوق قرار دارد. از بدو ورود نیروهای غربی به افغانستان، تلاش در جهت واردکردن زنان به صحنۀ سیاسی به منظور کامل تر کردن دیکوراسیون دیموکراسی، در صدر برنامه‌ها قرار داشته است. حکمتیار می‌خواهد به غرب بگوید که وی از تمام رهبران مجاهدین میانه رو تر است و برخلاف طالبان، معیارهای غربی از جمله حقوق زن را در چهارچوب خاصی بر می‌تابد.

تا آنجا که مسأله به حقوق زن در باور حکمتیار و حزب اسلامی برمی‌گردد، این حزب از آغاز کار، تشکیلات منظمی برای زنان داشت و در محیط هجرت مکاتب زیادی برای تعلیم دختران مهاجر توسط حزب اسلامی تاسیس شد. حزب اسلامی در پیشاور برای زنان دانشگاه تاسیس نمود و دختران در مدارس دینی این حزب نیز تحصیل می‌کردند. حتی به ادعای حزب، یکی از اعضای تنظیم زنان به نام فاطمه در حملۀ فدائی در کابل نیز سهم گرفت که با یک موتر مملو از مواد انفجاری خارجی‌ها را هدف قرار داد که این اقدام نیز نشان از سهم زنان این حزب در جنگ علیه امریکایی‌ها دارد.

تلاش جدید وی یعنی دیپلوماسی زنانه هم از طریق تشکیلات زنان حزب اسلامی در کابل صورت گرفته است. بنابراین نمی‌توان این حرکت حکمتیار را نوعی عوام فریبی تلقی کرد بلکه وی در عمل ثابت کرده که به حقوق زن در چهارچوب اصول اسلامی کاملاً معتقد است.
اما این تلاش حکمتیار می‌تواند این سوال را به میان آورد که آیا تحولات جدید در جهان و سربلند کردن فدراسیون روسیه از خاکستر بجا مانده از اتحاد شوروی سابق می‌تواند دیدگاه غرب را در رابطه با افغانستان نیز تغییر داده باشد؟ آیا بکار گرفتن دشمنان سابق اتحاد شوروی در افغانستان برای مقابله با فدارسیون روسیه در دستور کار است؟ آیا این مسئله را می توان با نزدیک شدن جبهۀ متحد (شمال) به ماسکو در رابطه دانست که امریکائی ها می خواهند با این کار به نیروهای شمال اخطار بدهند که اگر با روسها نزدیک شوند، جای آنان را با رقیب شان حکمتیار عوض خواهند کرد؟

اما مشکل حکمتیار اینست که قدرت دفع وی از قدرت جذبش به مراتب بیشتر است. او در حالیکه می‌داند رقبایش در میدان سیاست افغانستان جای زیادی برایش باقی نگذاشته اند، اما هربار که لب به سخن می‌گشاید، به گذشته بر می‌گردد و از معاملات پنهان رقبا با روسها سخن می‌گوید و آنها را به باد فحش و دشنام می‌گیرد. گویی برای حکمتیار زمان هنوز در اواخر دهۀ ۸۰ قرن گذشته متوقف است.
در عمل میراث حکمتیار برخلاف میل خودش، از همین اکنون میان جمعی از مدعیان وراثت تقسیم شده است و او اکنون حیثیت پیری را دارد که با مریدان حرف ناشنوی مواجه است که هرکدام خانقائی برای خود تدارک دیده اند. یکجا ساختن این گروه‌های متفرق حتی درصورتی که حکمتیار به کابل هم بیاید، بعید از امکان است.

حکمتیار بعد از بقدرت رسیدن طالبان در افغانستان، به ایران رفت و این کار وی موجب بی‌اعتمادی کشورهای رقیب ایران در جهان عرب از جمله عربستان سعودی نسبت به وی شد. به همین دلیل او بعد از خروج از ایران همیشه سعی داشته تا حضور خویش در ایران را با انتقادهای تند از مقامات ایرانی و حتی همسان دانستن ایران با اسرائیل جبران نماید! اعلام حمایت وی از حملۀ سعودی به یمن در همین راستا بود. از جانب دیگر وی با نوشته‌هایش علیه تشیع، اقلیت قدرتمند تشیع در دولت کابل را که از حمایت امریکا و غرب برخوردار اند با خود دشمن ساخته است.

بنابراین اگر امریکایی‌ها به وی پیشنهاد رفتن به عربستان سعودی را دارند به این معناست که می‌دانند حضور خودش در کابل نه تنها دردی را دوا نمی‌کند بلکه ممکن است چالش‌های ناخواسته ای را موجب شود. اما اگر تمام مسولین حزب وی به کابل اسباب کشی کنند و خودش در جائی دور از کابل ناظر جریانات باشد، یک فشار تهدید بالقوه بر جبهۀ شمال خواهد بود و در عین حال از نام حزب وی به منظور مشروعیت بخشیدن به جنگ علیه مخالفین دولت استفاده خواهد شد. این کار می تواند فشاری بر طالبان نیز باشد تا تشویق به مذاکره با دولت کابل شوند.

با توجه به تجربه‌های تلخ گذشته که پیوستن حکمتیار به حکومت‌های درحال زوال هیچ بهره یی برای وی و حزبش نداشته است، شاید وی این بار قبل از گرفتن هر تصمیمی، با کسانی به مشورت بپردازد اما حزب اسلامی نیز این تجربۀ تلخ را از حکمتیار داشته است؛ او همیشه بد ترین تصمیم ها را در بد ترین شرایط گرفته و با هیچکس نیز مشورت نکرده است.

نظرات

مطالب مرتبط

داوودخان برای افغانستان امروز نمی‌تواند یک الگوی خوب باشد

۴۳ سال پیش در چنین روزی سردار محمد داوود‌‌خان علیه سلطنت ظاهرشاه کودتا کرد. داوودخان …