Home / ژورنالیزم / رسانه و ملت سازی

رسانه و ملت سازی

میلاد سیارنویسنده: میلاد سیار

ملت بودن، در محدوده یک جغرافیا یک آرزو است، که هر فرد یک جامعه بشری در پی تحقق آن می باشد. اما در این میان این جنگ منافع و بازی های سیاسی جهانی است، که در یک کشور به ویژه کشورهای عقب مانده مانع تحقق ملت بودن می شود.

زمانی باشندگان یک کشور میتواند خود را یک ملت واحد خطاب نمایند که دیگر دغدغه های قومی، سمتی، زبانی و… در میان شان مطرح نباشد، همه با هم زیر یک پرچم برای تحقق منافع ملی شان شانه به شانه کار کنند. خوب شاید در بسیاری از کشور ها با بررسی و تحقیق در مورد گذشته و برداشت از وضعیت موجود افکار نخبه به این ایده باورمند شوند که منافع ملی کشور شان در ملت شدن نهفته است، و این ملت شدن نقطه پایان بر بازی های سیاسی کشور های بیرونی در مرز و بوم کشور شان می باشد، که در پی این یافته شان از مجراهای مختلف دست به کار می شوند و دست به ملت سازی می زنند.

از میان این همه مجرا ها یکی از تاثیرگزارترین و بهترین مجراها استفاده از وسایل ارتباط همگانی در راستای تحقق ملت بودن و ملت سازی می باشد. چون این رسانه است که از با سواد تا بی سواد را مقصد قرار داده و سودمندی های ملت شدن را به گوش ها فریاد نموده و حس ملت شدن را در نهاد هر انسان تزریق می کند.

بنا با توجه به این مزیت و سودمندی رسانه ها و ارزش ملت شدن و رابطه تاثیرگزار وسایل ارتباط همگانی در راستای تحقق و تقویت ملت سازی مسوولان رسانه ها باید در نشر برنامه ها و فرآورده های نشراتی خود این نکته ها را رعایت نموده و اولویت بدهند.

– سیاست نشراتی فرا قومی: سیاست نشراتی رسانه ها که از سوی مدیران و مسوولان ارشد رسانه ها ترسیم می شوند باید در هنگام ترسیم آن روی برنامه های که برایند آن تحقق ملت سازی ، وحدت و یک دستی گیرندگان باشد، تاکید صورت گیرد. با توجه به اهمیت و تاثیر گزاری سایر برنامه های رسانه ها اما بیشتر این فرآورده های واحد خبر و سیاسی یک رسانه است که سیاست نشراتی رسانه را تطبیق نموده و راه رسیدن رسانه را به هدف های کوتاه مدت و دراز مدت مساعد می سازد.

برای رسانه ها اعتماد گیرنده و جلب توجه گیرنده یک سرمایه بی بدیل است، و از سو دیگر در عصر کنونی بیشتر افراد جامعه بشری از رده های اند که بیشترین صدمه را از سیاست های قومی و سمتی و سیاست های انحصار گرایانه متحمل شده اند . پس مسوولان رسانه ها زمانی میتواند که این سرمایه را با خود داشته باشند که در فکر و ذهن گیرنده خود این ایده را به بار آورند که سیاست و هدف نشراتی رسانه شان در کوتاه مدت و دراز مدت سیاست و هدف فراقومی و به سطح ملی است.

پس اگر مسوولان رسانه ها می خواهند که حرف اول و آخر در جامعه رسانه ای یک کشور از آن رسانه شان باشد و اعتماد کتله ی عظیمی از مردم یک جغرافیا را با خود داشته باشند پس باید در هنگام ترسیم سیاست نشراتی مبحث ملت سازی و هم گرایی را اولویت بدهند. چنان که بارها تجربه ثابت ساخته است که سیاست گزاری های قومی ، سمتی ، زبانی در رسانه ها برآیند درست در پی نداشته است، و میزان محبوبیت رسانه را در میان افکار عامه به صفر تقرب داده است.

– گنجاندن مزیت ها و سودمندی های ملت بودن در محتوا نشراتی فرآورده های رسانه ای: باید این مسئله را پذیرفت که گیرندگان رسانه ها هم رده های آگاه و آموزش یافته و هم رده های بی سواد اند ، با توجه به گستره نشراتی رسانه ، ما باید محتوا نشراتی فرآورده های رسانه ای را مطابق ذوق و نیازمندی های گیرندگان تولید نماییم. ما باید تمامی سودمندی های ملت بودن را به زبان رسانه ( ساده ، شفاف ، جذاب ) به خور گیرنده خود بدهیم تا بتوانیم پیام خود را به گیرندگان به شکل درست انتقال بدهیم، و ارتباط میان گیرندگان و رسانه به گونه ای درست آن تامین شود. گیرنده ما باید به گونه ای درست بداند که ملت شدن و ملت سازی یعنی چه و در صورت تحقق آن کدام سودمندی ها را در پی خواهد داشت در کل باید باورسازی صورت گیرد و گیرندگان رسانه نسبت به ملت سازی دید مثبت پیدا نموده و خود نیز در راستای تحقق ملت شدن مبارزه نمایند.

– بحث و تبادل نظر و ایجاد یک ارتباط دو سویه روی مجراها و راه های تحقق ملت سازی: بحث ارتباط دو سویه در رسانه ها خیلی ها مهم است و تیم تولید و مسوولان ارشد رسانه ها باید این را بدانند که ارتباط دو سویه از اعتبار بیشتر برخوردار است. و ما باید برای گیرندگان خود نیز فرصت ارایه نظر و تحلیل شان را در گستره یک ارتباط دوسویه فراهم سازیم. و به این مسئله باید توجه داشته باشیم که این قدر پیام های را که ما پی هم ارسال می کنیم چه تاثیر بر گیرنده ما به جا می گزارد و انعکاس آن چه خواهد بود!؟ و زمانی که ما توانسیتم فضا ارتباطی میان منبع و مقصد را در فرایند ارتباط به گونه ای کامل تامین کنیم با این حال موفق می شویم که اعتبار پیام خود را نیز بیشتر بسازیم. رسانه ها می توانند با تولید و نشر برنامه های سیاسی ، مناظره ها ، خبر و تحلیل ها در راستای تقویت ایده ملت سازی در میان افکارعامه به گونه ای عملی دست به کار شوند، و مردم عام و نخبه را زیر یک چتر به تبادل نظر و بحث فراخوانده و زمینه ابراز نظر را برای همگان مساعد سازد. و برایند آن هم برای رسانه و هم برای باشندگان یک جغرافیا سودمند خواهد بود.

– خوداری از نشر مواردی حساسیت برانگیز: شاید در روز ما با ده ها مورد و یا سوژه های حساسیت برانگیز رو به رو شویم ، که در صورت نشر آن میتواند اختلاف ها و حساسیت های سمتی ، زبانی ، قومی و… را بر انگیزد. ما زمانی که در ساختار یک رسانه کار می کنیم معیار مان واقعیت باشد و در پی واقعیت باشیم و از دخیل ساختن نظر شخصی و از کار نمودن برای منافع یک گروه خاص خوداری نماییم. چون با این حال طوری که در بالا روی آن نیز بحث شد ، میزان محبوبیت رسانه در میان صنف گیرندگان در یک مسیر نزولی حرکت خواهد کرد، شاید نشر این چنین برنامه ها برای یک گروه از مردم قابل قبول باشد و نشر این چنین برنامه ها از سوی این رسانه ها شاید مورد استقبال آنان قرار گیرد ، اما در مقابل رسانه کتله ی عظیمی از صنف گیرندگان خود را از دست می دهد و رسانه هویت خود را خدشه دار می سازد. اگر رسانه به این حساسیت ها توجه جدی نداشته باشد، دیگر رسانه آن وسیله سودمند برای هم گرایی نخواهد بود ، بل به یک وسیله که آشوب و شورش به بار می آورد ، مبدل خواهد شد.

– مبدل نمودن رسانه به یک نماد وحدت ملی: رسانه را با تقرر کارکنان از هر قوم و تبار که در یک جغرافیا زیست دارند، به نماد وحدت ملی مبدل سازیم. و از سوی هم رسانه را باید به دریچه ی انعکاس و به تصویر کشیدن فرهنگ های اصیل یک مرز و بوم بدون درنظرداشت مسایل قومی، سمتی، زبانی و… مبدل ساخت. نباید مانع خلاقیت و بهتر ساختن محتوا برنامه های رسانه ای به علت خصومت های شخصی و دلیل های که از تعصب منشا می گیرد ، شویم. به زبان های ملی باید ارج بگزاریم و در پی کاربرد علمی آن باشیم ، نباید تحلیل و برداشت شخصی و ذهنی خود را در کاربرد زبان جا دهیم و مانع کاربرد علمی آن شویم. تا زمانی که ما رسانه مان را نماد وحدت ملی نسازیم ، پس نشر برنامه ها و اسپات های مان به خاطر تقویت ملت سازی سودمند نخواهد بود.

– آگاه ساختن گیرندگان از پیامد های منفی تحقق نیافتن ملت سازی: خوب بهتر است برای درک بیشتر این مسئله به گونه ای نمونه بیان نوشت که تا زمانی که یک فرد را از خوبی ها و بدی ها یک پدیده آگاه نسازیم او نمیتواند تصمیم بگیرد که در کدام مسیر حرکت بکند. این مسئله در مورد ملت سازی هم صذق می کند تا زمانی که افراد یک جامعه بشری از سودمندی های ملت شدن و پیامد های منفی آن در صورت تحقق نیافتن آن آگاه نشوند چگونه میتوانند مسیر حرکت خود را تعیین کنند. پس این رسانه است که با نشر برنامه های رسانه ای که پیامد های منفی تحقق نیافتن ملت سازی در محتوا آن جا دارد، گیرندگان خود را از ضرر های آن آگاه ساخته و آنان را برای تقویت وحدت تشویق نموده و افکار آنها را به سوی ملت سازی و ملت واحد بودن سوق میدهد.

در کل این رسانه است که بیشتر از هر مجرا میتواند افکارعامه را در جهت ملت سازی و ملت واحد بودن سوق بدهد و جامعه را برای زیست زیر پرچم هم گرایی و وحدت مساعد سازد. که با تحقق ملت سازی و مبدل شدن به یک ملت واحد به رفاه ، مصونیت و پیشرفت اجتماعی و صلح سرتاسری می توانیم دست پیدا کنیم

نظرات

مطالب مرتبط

زندگی نامه محمود طرزی – پدر ژورنالیسم افغانستان

پدر ژورنالیزم افغانستان علامه محمود طرزی فرزند سردار غلام محمد طرزی بود. پدرش سردار محمد یکی …