تفاوت ميان عيد و نوروز در جامعهء افغاني و در اسلام

هر قوم و ملتي بنا به فطرت و سرشت شان دوست دارند كه در مناسبت هايي ويژه جشن هايي داشته باشند و هر قومي ارزش هاي به خصوص خود را دارند بناءً تقليد از ديگر اقوام را براي خود ننگ و عار مي دانند و همواره مي كوشند كه ارزش ها و داشته هاي فرهنگي خود را حفظ كنند ولي ما مسلمانان آنقدر مرتجع هستيم كه به تقليد از ديگران هيچ نوع ننگ و عاري را نمي شناسيم و در تقليد يكه تاز جهانيم.

برگزاري از عيد و تجليل جشن ها از امور فطري بوده و با فطرت انسان سرشته است، انسان ها به صورت عموم دوست دارند كه مناسباتي داشته باشند، كه به وسيلهء آن ها از گذشته هاي خويش ياد آور شده و مفاخر ملي و ديني و مذهبي خود را ياد آورند… (۱) لذا عيد فطر يا رمضان كه يكي از اعياد مسلمانان به شمار مي رود نيز از آن جمله است كه گفتيم، ولي فرقي كه ميان جشن ها و عيد هاي مسلمانان و غير مسلمانان است، مي توان گفت كه عيد مسلمانان از جانب خود شان ساخته نشده، بلكه ذاتي كه براي شان پيامبر فرستاده و نظام ساخته، عيد هم كه جزئي از نظام زنده گي و آيين الهي مي باشد براي شان از طرف همان ذات تعيين گرديده است، ولي عيد ها و جشن هاي ملت هاي كفري و غير اسلامي اكثراً ارتباط دارد به قضاياي دنيوي مانند تشكيل دولت ها و سقوط آنها، تعيين يا عزل شاه يا مراسم ديگري از قبيل مراسم ازدواج و…. حالانكه عيد هاي مسلمين ارتباط مي گيرد به مسايل معنوي مانند عيد رمضان كه شكرانهء يك ماه عبادت و عيد قربان كه نمونهء اقتدا به ابوالانبياء ابراهيم خليل الله است و عيد هفتگي يا جمعه كه هم جنبهء معنوي دارد. 

به اساس حديث گهربار پيامبر اسلام محمد مصطفي صلي الله عليه و سلم كه فرموده است : لكل قوم عيدا و هذا عيدنا.

ترجمه: براي هر قومي عيدي است و اين (عيد رمضان يا عيد اضحي) عيد ماست. هر قومي داراي اعياد و جشن هايي مي باشد مثلاً ايرانيان قبل از اسلام (‌كه اغلب زردشتي بودند) روز نوروز و مهرگان را جشن مي گرفتند و آن دو روز مربوط مي شود به ايرانيان زردشتي؛ يهودان نيز جشن هايي داشتند و نصرانيان را نيز اعيادي است كه از آن تجليل مي نمايند.

پس معلوم است كه هر قوم و ملتي بنا به فطرت و سرشت شان دوست دارند كه در مناسبت هايي ويژه جشن هايي داشته باشند و هر قومي ارزش هاي به خصوص خود را دارند بناءً تقليد از ديگر اقوام را براي خود ننگ و عار مي دانند و همواره مي كوشند كه ارزش ها و داشته هاي فرهنگي خود را حفظ كنند ولي ما مسلمانان آنقدر مرتجع هستيم كه به تقليد از ديگران هيچ نوع ننگ و عاري را نمي شناسيم و در تقليد يكه تاز جهانيم.

آورده اند كه پيامبر اسلام هنگامي كه در مدينه منوره تشريف فرما بودند، باري شاهد برگزاري اعيادي از اهالي مدينه شدند و بعد پرسيدند كه اين دو روزي كه شما در آن به شادي و بازي پرداختيد چيست؟ عرض كردند يا رسول الله ما در زمان جاهليت از اين دو روز {نوروز و مهرگان} تجليل به عمل مي آورديم و در آن به شادي مي پرداختيم، پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمودند: خداوند جل جلا له دو روز ديگر را به جاي اين دو روز برايتان قرار داده است كه خيرو نيكي دنيا و آخرت در آن دو نهفته است، عيد قربان وعيد رمضان.

در اين حديث مبارك نكته يي است قابل تأمل كه بايد درآن دقت شود و آن اينكه پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود: خداوند آن دو را برايتان با دو روز ديگر عوض كرده است و بايد بدانيم كه تعويض چيزي با چيز ديگر اقتضاء مي كند كه مورد دوم ترك شود، چرا كه امكان جمع شدن مورد تعويضي با تعويض شده وجود ندارد و بدين علت لفظ تبديل و تعويض شد (در زبان عرب) استعمال نمي شود، مگر اينكه بين دو چيز يكي ترك گفته شود. يعني پيامبر صلي الله عليه و سلم به جاي عيد؟ نوروز و مهرگان، عيدفطر و قربان را به ما به ارمغان آورد و بايد گفت كه جاي بحث و فحصي باقي نمي ماند كه كسي توجيه يا تأويلي از خود در ضمن ارائه كند.

ولي بر عكس در جامعهء ما به خصوص در پايتخت و بعضي ولايات ديگر مانند بلخ و كندز و… از نوروز چنان به عظمت و شكوه تجليل مي نمايند كه كوچه ها و خيابان ها همه در شادي و لهو و لعب موج مي زند؛ مردم به تفرج به باغ ها و پارك ها رفته به مستي و شادي مي پردازند ؛ به خانه هاي خويش و اقارب خود مي روند؛ لباس هاي فاخر و جديد به اين مناسبت مي پوشند و نيز در آن روز به سفرهايي مي پردازند و… كه عيد هاي ديگر هرگز به پايه و مايهء آن رسيده نمي تواند وگويا عيد اصلي شان همين نوروز است و اعياد ديگر ( رمضان و قربان ) تبع اين يا اموري اند ثانوي، خلاصه اينكه عيد هاي خودمان كه مربوط مي شود به فرهنگ ديني ما مهجور و مورد بي توجهي قرار گرفته و ما هم چنان در بند عصبيت ها گير مانده ايم كه ارزش هاي ديني ما در مقابل مسايل قومي و ن‍ژادي در نظر ما كمرنگ و بي ارزش جلوه مي كند و اين حقيقتي است مسلم.

برادران و خواهران مسلمان! چه فكر مي كنيد آيا اين عمل ما مخالفت صريح با حكم الله جل جلاله و رسولش صلي الله عليه و سلم و يا گريز از دين يا ستيز با آن نيست؟ كه با شنيدن همچو مسايلي به مشاجره و مجادله مي پردازيم و توجيهات و تأويلاتي را از خود مي سازيم و عمل خود را با مشتي خرافات و بدعات صبغهء ديني و مذهبي مي بخشيم و از آن اميد ثواب هم داريم كه خيالي است باطل و جنوني است كامل به قول مولاناي روم رحمه الله كه چه خوش فرموده است:

خواجه پندارد كه طاعت مي كند بي خبر كز معصيت جان مي كنَد

و چون كسي از حقيقت صحبت مي كند و به سوي صلاح مان مي خواند، وي را به تنگ نظري و افراط متهم مي كنيم و نمي دانيم كه شخص مذكور از قول الله و پيامبر وي سخن مي گويد و حق ندارد حرفي هم از خود بگويد، و بايد بدانيم كه ما در حقيقت با خدا و رسولش در معارضه قرار داريم آيا اين جفا در حق دين، در حق الله جل جلاله و درحق حبيب وي محمد صلي الله عليه و سلم نيست كه ما خود را پيرو دين، بندهء الله و امت پيامبر بخوانيم ولي از گفته هاي ايشان در برخي امور اطاعت نكنيم تا مصداق آيهء ” افتومنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض” قرار نگيريم و ارزش ها و داشته هاي فرهنگ والاي اسلامي خود را در مقابل فرهنگ پيشين جاهلي خود برباد دهيم و علت اين امر هم كاملاً واضح است كه در جامعه يي كه همواره مسايل ن‍ژادي و لساني و قومي دامن زده مي شود، مردم نيز بنا بر تاثير پذيري از اوضاع جامعه در آن مهلكه ها مي افتند و آهسته آهسته ارزش هاي واقعي را در برابر ارزش هاي پوچ و بي معني از دست مي دهند كه يكي از مثال هاي واضح آن مسئلهء عيد ماست كه بنا بر علت هاي فوق به آن بي توجه شده ايم و اعياد جاهلي مان در نظر ما جلوهء خاصي پيدا كرده و به آن پيوسته ايم و ميان نيك و بد و خوب و زشت و زلال و منجلاب فرق نمي كنيم و اين همه، شاهد بر بي خبري و ناآگاهي ما از فرهنگ واقعي مان ( اسلام عزيز)‌ مي باشد و آرزو مي كنم كه روزي متوجه اين امور شويم و به اشتباه خود پي بريم و به شناخت واقعي از ارزش هاي فرهنگي- ديني خود برسيم و انشآءالله كه خواهيم رسيد.

(۱) جشنواره نوروز از نظرگاه تاريخ و شريعت، تاليف مولوي محمد اسماعيل لبيب بلخي، چاپ ۱۳۸۶، قبول احمد نثاري نویسنده مقیم کابل

نظرها

Loading...

مطالب مرتبط

جشن گرفتن نوروز شعيره يي از فرهنگ آریایی، نه اسلامی

اگر توجه نماييم در هر كشور و جغرافيايي كه نشانه يي از تمدن و فرهنگ …