Home / اسلام / جشنواره نوروز از دیدگاه اسلام / آیا تجليل نمودن از روز نوروز گناه است؟

آیا تجليل نمودن از روز نوروز گناه است؟

بى گمان كليهء اعيادى كه در مخالفت با اعياد شرعى قرار دارد, همه اعياد بدعى, خود ساخته و نو پيدا است, كه در زمانهء پر افتخار سلف صالح, مشهور نبود, چه بسا كه منشأ اّن نيز, از جانب غير مسلمانان مى باشد, پس در تجليل از اّن در كنار بدعت بودن, مشابهت بادشمنان خداى متعال, نيز بوجود مى اّيد.

اعياد مشهور شرعى, عيد سعيد فطر, عيد سعيد اضحى و عيد پرميمنت هفتگى, روز جمعهء مبارك اند, ماوراى اين اعياد و جشنهاى سه گانهء مبارك شرعى, هر جشن و عيد ديگرى, نو پيدا و خود ساختهء بشر است. لذا چنين اعيادى, بر ساخته گان اّن, مردود بوده و در شريعت برحق او تعالى باطل قلمداد شده است. دليل براين مدعاى ما, اين فرمودهء رسول اكرم (ص) مى باشد: ( من احدث فى امرناهذا, ماليس منه فهورد) ترجمه: كسيكه در دين ما, چيزى را نو پيدا كند كه از اّن نباشد, پس اّن مردود بوده و در نزد خداى تعالى غير مقبول است(۱).

و در روايت ديگرى چنين مى اّيد: ( من عمل عملاً ليس عليه أمرنا فهورد) ترجمه: كسيكه انجام ميدهد عملى را كه بر اّن دليلى از ما ندارد پس اّن عمل مردود بوده و نزد خداوند مقبول نيست(۲).

پس وقتى كه سخن ازين قرار بوده, انجام دادن ؤ اظهار نمودن شعاير عيد, در جشن نوروز و تجليل از اّن, بمثابه يك عيد, در منطق ناب اسلام, درست و جايز نيست, مانند: اظهار نمودن سرور و خوشحالى, تقديم كردن هدايا, دادن نوروزى, پوشيدن لباس جديد و امثال اّن.

بر مسلمان فرض است كه بردينش افتخار كند و برهمان حد و اندازه كه خدا و رسول برحقش در دين راستين اسلام كه او تعالى, اّن را براى بندگانش برگزيده و تعيين فرموده است بسنده شود, نه بر اّن چيزى بيفزايد ونه از اّن چيزى بكاهد و از جانب ديگر لازم است كه مسلمان امعه ( اّدم هر جايى,بى ثبات و بى اراده) نباشد كه در دنبال هر نعره و شعار روان گردد, بلكه شايان شان اوست كه شخصيت خود را بمقتضاى شريعت خداى تعالى برابر و اّراسته بسازد تا در نتيجه متبوع باشد و نه تابع و تا رهنما و الگو باشد و نه دنباله رو, زيرا كه بحمد الله, شريعت او تعالى از هر حيث كامل است. (۳)

چنانكه او تعالى ميفرمايد: ( اكملت اكلمت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً)
ترجمه: امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان اّئين جاودان شما پذيرفتم. (۴)

تجليل از ايام اعياد كفار, نه تنها نارواست بلكه شركت ورزيدن در ايام تجليل اّنها نيز, گناه است, اسلام درين مورد از خود غيرت و حساسيت شديد نشان داده است, از همين جاست كه اسلام, در اّستانه هايى كه مشركين وبت پرستان, براى بتان شان حيوانات را قربانى ميكردند, قربانى كردن را, ناروا قرار داده است.

بعضى از صحابه كرام از رسول اكرم(ص) خواستند تا به مثل ايرانيان (فارس قديم) از ايام نوروز و مهرجان, تجليل نمايند ولى ايشان (ص) اين سخن را پسند نكردند, بنابر همين سبب از نماز خواندن در اوقات غروب, شروق و استوا منع صورت گرفت, كه درين اوقات, بت پرستان و اّفتاب پرستان عبادت ميكردند, و به همين ترتيب يهود در روز عاشورا روزه مى گرفتند, بخاطر اينكه از ايشان تفكيك صورت گيرد و مشابهت با ايشان بميان نيايد, روزه گرفتن روز ديگرى را با اّن, ضميمه فرمودند.

حساس بودن وغيور بودن اسلام در برابر كفار و اعياد ايشان يك چيز طبيعى است. “و بايد اسلام در برابر كفر و اعيادش اينقدر غيور باشد, چنان فكر نشود كه گويا اسلام پيروانش را, اجازه ميدهد كه در تجليل از اعياد و جشنهاى مذهبى ايشان شركت نمايند و يا پسندش كنند, زيرا كه اين, تعاون با كفر تلقى مى شود, چيزى كه قراّنكريم از اّن, بشدت تمام, منع فرموده است” (۵).

اصل در برگذارى اعياد و جشنها اين است كه هر قوم و ملتى روزى دارند كه در اّن خود را اّرايش ميدهند و با زينت و اّراستن از شهرها بيرون مى اّيند و اين خصلت و عادتى است كه هيچ يكى از طوايف عرب و عجم از اّن عارى نيستند, چنانكه در حديث زير مى اّيد:

( عن أنس قدم النبى (ص) المدينة, و لهم يومان يلعبون فيهما, فقال (ص): ما هذان اليومان؟ قالوا, كنا نلعب فيهما فى الجاهلية, فقال رسول الله (ص): ان الله قدأبدلكم, بهماً خيراً منهما, يوم الاضحى و يوم الفطر) ترجمه: از حضرت انس روايت است, زمانيكه رسول الله (ص) به مدينه تشريف فرما شدند, ديدند كه مردم مدينه دو روز دارند كه در اّنها به سهو و لعب مى پردازند, اّنحضرت (ص) فرمودند, كه اينها چگونه روزهايى هستند؟ گفتند, مادر دروان جاهليت درين روزها باهم بازى ميكرديم, اّنحضرت (ص) فرمودند, خداوند(ج) به عوض اّنها بهترين روز هايى به شما عنايت فرموده كه روز عيد فطر و روز عيد قربان مى باشد.(۶)

نظريات علماء پيرامون جملهء “ولهم يومان”

۱_ موْلف “مرقات”, حاشيه نگار ابو داود وعدهء ديگرى از علماى كرام گفته اند كه مراد از اّن دو روز دوران جاهليت, نوروز, نخستين روز ماه حمل و اول ميزان “روز مهرگان” مى باشد,(۷) و علاوه مى كنند كه”بازى و اظهار سرور, درين دو روز ممنوع قرار گرفته است, يكتن از علماء جيد اسلام, به نام “مظهر” ميفرمايد: اين ممنوعيت و تبديلى دال براين است كه تعظيم و تجليل نوروز و مهرگان وساير اعياد و جشنهاى كفار, در دين ما, نهى شده است و بزرگداشت اّنها جايز نمى باشد. (۸)

۲_ موْلف ” حكمت و فلسفهء شريعت” چنين مى نگارد: ” اسلام رسوم و عادات جاهليت رايا اصلاح ساخته و تكميلش نموده و يا اّن را بعمل بهترى مبدل ساخته است. دليلش اّنكه قبل از ظهور اسلام براى اعراب عيدهايى بود كه در اّن روزهاجشن وسرور داشتند از اّنجمله نوروز و مهرگان بود و چون حضرت رسول اكرم (ص) بمدينه تشريف بردند انصار را ديدند كه شعاير اين دو عيد را رعايت مى كنند از اّنها پرسيدند كه اين دو روز كه شما اّن را جشن مى گيريد, چه شان دارد عرض كردند يا رسول الله (ص) زمان جاهليت درين دو روز جشن مى گرفتيم و به بازى مى گذرانيديم, پيغمبر عليه السلام فرمودند: خداوند اين دو روز را, به دو روز بهتر, براى شما عوض گردانيد يكى روز عيد اضحى و ديگرى روز عيد فطر” (۹).

۳_ موْلف: اشعة اللمعات” مى نويسد” : در حديث شريف فوق, از تعظيم اعياد و جشنهاى مشركين و مواسم اّنان و اظهار سرور و حضور در اّن, نهى شده است, تا اّنكه بعضى از علما مبالغه نموده, بقصد زجروتشديد وسد ذرايع و اجتناب وجلو گيرى از مظان كفر, حكم به كفر كرده اند, كذا فى فح البارى(۱۰)

تاريخچه عيد نو روز, سيزده بدر, چهار شنبه سورى و هفت سين يا هفت شين:

قبل از اينكه دلايل ممنوعيت عيد نو روز, حكمت و فلسفهء اّن را مطرح و زير بحث قرار مى دهيم, بهتر است نظر مختصر به تاريخچه اّن داشته باشيم, نوروز روز نو, عيد اول سال, روز اول حمل, كه جشن ملى ايرانيان است و اّن را نوروز سلطانى هم مى گويند, نظر به شهادت تاريخ و تحقيقات ملى گرايان ما, عمر نوروز به درازاى عمرانسان اّريايى است, اّريايى ها از قديم الأيام داراى دو عيد سالانه بوده اند, عيد نوروز و عيد مهرگان, مركز تجليل اين پديده بلخ باستان بوده است, و بنياد گذار اّن, يماياجمشيد را معرفى مى نمايند.

جمشيد پسر طهمورث, چهارمين پادشاه پيشدادى, بنابر داستان شاهنامه, هفتصد سال سلطنت كرد و جشن باستانى نوروز رابنياد نهاد و رسوم و اّينهايى برقرار ساخت.

نوروز , در زمانهاى قديم در اول بهار نبود, بلكه در فصول سال مى گشت و گاه به بهار و گاه به تابستان و گاه به زمستان مى افتاد, در سال (۴۷۱ هـ ق) به فرمان جلال الدين ملك شاه سلجوقى, حكيم عمرخيام و چند منجم ديگر تقويم جلالى را تنظيم كردند و نوروز را در روز اول بهار يا نخستين روز برج حمل قرار دادند.

نوروز عامه: پنج روز اول از جشن نوروز كه پادشاهان فارس بار عام مى داند و حاجتهاى مردم را روامى كردند, روز ششم را نو روز خاصه يا نوروز بزرگ مى ناميدند و خاصان و نديمان خود را مى پذيرفتند و به عيش وعشرت مى گذرانيدند. (۱۱).

سيزده بدر: مراسمى كه در روز سيزدهم برج حمل در برخى مناطق برگزار مى شود و مردم به خارج شهر و به باغ و صحرا مى روند و اّن روز را به شادى و تفريح و انواع بازيهاى مى گذرانند و به اصطلاح نحس سيزده را بدر مى كنند و دختران دم بخت علفها را گره مى زنند و با اين نسبت كه بختشان باز شود و در سال نوشوهرى پيدا كنند.

چهار شنبه سورى: چهار شنبه سورى, جشن و شادمانى ايرانى وعيره كه هر سال در شب چهار شنبه هفتهء اّخر ماه حوت اّن را تجليل مى نمايند و اّتش مى افروزند و از روى اّن مى جهند و مى گويند: ” سرخى توازمن, زردى من از تو” اين جشن ارزمانهاى قديم در ايران و ساير مناطق همجوار اّن متداول بوده و درزمان “سامانيان” سورى” خوانده مى شد.

هفت سين: سفره اى كه در هنگام تحويل سال مى اندازند و در اّن هفت قسم خوردنى كه حرف اول اسم اّنها سين باشد از قبيل:

۱_ سير: رمز سبزيجات كه خشك مى شود و ديومى ماند.
۲_ سپند: رمز دفع بلاء و غم.
۳_ سبزى: رمز شادابى و خرمى.
۴_ سيب: رمز ميوه ها.
۵_ سنجد: رمز ميوه هاى خشك
۶_ سموسه: رمز مهمان دارى و مهمان نوازى
۷_ سبزه: كنايه از خوشحالى و خرسندى.

هفت شين: يا اينكه بالاى سفره اى نو روزى اين خوردنيها را مى چينند:

۱_شير: رمز سفيدى و خوشحالى و امن
۲_ شمع: رمز روشنى و گرمى
۳_شربت: رمز اّب ميوه
۴_ شراب: رمز مستى و طراوت كه از ميوه وغيره اّماده مى شود.
۵_ شيرينى: رمز خرسندى كه, از انگور وتوت تيار مى شود
۶_ شكر: رمز سفيدى و شيرينى
۷_ شانه: رمز زيبايى در وقت خرسندى چون در وقت غم شانه نمى كنند.

اين چيز ها وغيره را مقدس دانسته و احترام مى گذارند و اّنها را بالاى سفره مى چينند و اّن را علامه سلامتى وسعادت وسرسبزى مى دانند.

بنابر اين توضيحات دانسته مى شود كه عيد نوروز و عيد مهرگان و سيزده بدر و چهار شنبه سورى, همه اعياد باستانى هستند و از اعياد اسلامى مسلمانان نيستند و خداوند به مسلمانان دو عيد بزرگ اسلامى را هديه داده كه به تعظيم و بزرگداشت اّن اقدام نمايند كه خيرو صلاح اّنان دراين مى باشد.(۱۲)

از تعريفات فوق اينطور برمى گرديد:

۱_ باستانى بودن اصل اين اعياد, اما اينكه عيد نوروز را در زمان سلجوقيان اول برج حمل قرار داده اند بدعت محسوب مى شود, در حديث اّمده است” كسى كه در امر ما چيزى را ايجاد كند كه از اّن نباشد پس اّن مردود است. (۱۳)

۲_ در مسئله چهار شنبه سورى, قرار دادن جانها و مالها در معرض خطر تلف و نقص عضو و مصروف شدن به چيز هاى بيهوده و بى فايده است, و در حديثى اّمده است” از نيكويى اسلام اّوردن فرد مسلمان ترك كردن چيزى است كه ربطى به او ندارد.”

۳_ اگر انسان مانند زردشتيان معتقد به تأثيراتش در تدبير امور از جمله بهبودى و بهروزى وشادابى.

تغير رنگ و وضع اّفات زردى وغيره باشد, قطعات اين اعتقاد غلط و خلاف اسلام است و يا اينكه مراسم بقصد تعليم و تقديس اّتش چون زرد تشتيان صورت گيرد از لحار اعتقادى خطرناك است.

۴_ در مسئله سيزده بدر, تمام ايام سال در حق مسلمان مبارك و حامل خوشبختى است و ايام هيچ تاثيرى به خصوص در حوادث و وقايع جهان و كائنات ندارند, بلكه موْثر بالذات و مستقل الله تبارك و تعالى مى باشد و اگر ايام ناخوش بوده اند در حق منكران و كافران بوده است كه برانان در اّنروز ما عذاب نازل شده است و در سيزده بدر علف گره زدن و گشادگى و فرج در مسئله به خانهء بخت رفتن و خوشبخت شدن اصلاً بى تاثير است و اعتقاد به اّن عدم تفويض امور به الله است, چون همهء امور به الله تعلق دارد, جز الله تعالى هيچ كس و هيچ چيز, هيچكاره نيست, جلب كنندهء نفع و دفع كنندهء ضرر, فقط الله است.

حكمت و فلسفهء ممنوعيت اعياد جاهلى ( نوروز و مهرگان) و تبديلى اّن براى مسلمانان:

حكمت اين است كه اگر پيغمبر (ص) اّنها را بر اّن حال باقى مى گذاشت چنان در اذهان مردم, جاى گزين مى شد كه ايشان به شعار جاهليت احترام مى گذارند, خوب فكر كنيد, خدا شمارا حفظ كند, كه تاچه اندازه اين حكمتها بزرگ و روشن است و چه منافع بسيارى در امور دينى و دنيوى براى مسلمانان در بردارد. (۳۰).

يكى از عالى ترين شخصيت هاى علمى شبه قارهء هند, حضرت شاه ولى الله محدث دهلوى, در مورد فلسفهء تبديلى عيدين چنين مى نگارند: تبديلى اّنها فقط به اين خاطر بود كه هيچ عيدى بين مردم نبوده مگر اينكه سببش بالابردن شعاير دينى بوده است و ياموافقت به امام و رهبر مذهبى يا شبيه اّن, پس رسول خدا(ص) احساس خطر كرد كه اگر به عادت قبلى خودشان اّزاد گذاشته شوند, شعاير جاهليت ارزش پيدا مى كند و ياروش گذشتگان شان ترويج مى يابد. بدين ملحوظ اّن دو روز را به دو روز ديگر تبديل نمود, كه درين دو روز شعاير اّيين حنيفيت بالا رفت, و همراه با تجمل و اّرايش, ذكر خدا وجود داشت, و د رهايى از طاعت هم بود تا اجتماع مسلمانان تنها براى لهوولعب بناشد, و هيچ اجتماعى ايشان خالى از اعلان كلمة الله نباشد. (۲۱).

از دلايل متذكره و حكمتها و فلسفه هاى تبديلى عيدين به وضوح فهميده شد كه اعياد و جشن ها از جملهء شرايع و مميزه هاى هردين و هرامت به شمار مى رو و يابه عبارت ديگر و روشن تر, اعياد پديده هايى متمايز كنندهء امتها از همديگر است, و همچنان دانسته شد كه تجليل از مراسم جشن و يا عيد نوروز و مهرگان, ميراث باقيماندهء نياكان واجداد كافران بوده است كه به قرنهايى قبل از اسلام تعلق دارد يعنى كه به دوران جاهليت متعلق مى باشد, درحاليكه رسول الله (ص) مسلمانان را از اعمال جاهليت قبل از اسلام و از مشابهت به كفار, اعم از مشركين يهود و نصارى چه در عيد و چه در عير اّن, مكلقاً منع فرموده است.

رسول مقبول اسلام, اعياد و جشنها را در حديث شريف صحيحى يكى از شاخصه هاى بارزى هر قوم, هر گروه و هر اّئين و مذهب معرفى مى كند:” إن لكل قوم عيداً و هذا عيدنا” ترجمه: هر ملتى جشنى دارد و امروز, روز جشن و عيد ماست. (۲۲).

ماداميكه اعياد, علايم مشخصهء هر قوم و ملتى بوده تجليل و بزرگداشت, از اعياد غير مسلمانان مشابهت با ايشان تلقى مى شود, چون مشابهت و همخوانى با ايشان در ظاهر, منجر به مشابهت درباطن مى گردد, اينجا است كه رسول اكرم (ص) در جملهء كوتاهى از جوامع الكلم خويش, خطر مشابهت با بيگانگان راچنين بيان مى دارند, از عبدالله بن عمر (رض) روايت است كه مى گويد, رسول اكرم (ص) فرموده است:

( من تشبه بقوم فهو منهم) ترجمه: هركه خود را به قوم و گروهى مشابه نمود پس اواز اّن قوم به حساب مى اّيد. (۲۳).

هديه و تحفه دادن در روز نوروز (يا نوروزى بردن بحيث تحفهء ويژهء امروز براى نامزادان وغيره):

علامه ملا على قارى در شرح” فقه اكبر” به نقل از” خلاصه الفتاوى” چنين مى نگارند:” هر كه در روز نوروز, تخمى را براى مجوسيان و اّتش پرستان بحيث تفحه يا نوروزى تقديم كند, كافر مى شود, چون فرد مسلمان, اين فرد كافر را, بركفر و گمراهى اش كمك كرده است ويا از اين جهت كافر مى شود كه در هديه دادن از اّنان تقليد نموده و خود راهمانند ايشان ساخته است. نوروزى دادن به مسلمان, نيز, داراى همين حكم است, چون شباهت وجود دارد,” (۲۸) مگر در صورتى كه اتفاقاً بدون قصد نوروزى واقع گردد.

و همين مرجع, از چندين فتاواى ديگر نقل مى كند كه اينك اّن را جهت اهميت موضوع درين مقاله, درج مى نمايم: در مجمع النوازل” اّمده موقعيكه مجوسيان در روز نوروز, گردهم مى اّيند, اگر مسلمانى بگويد: “راه, روش و طريقهء پسنديدهء رابنا نهاده اند” كافر مى گردد, چون عمل را كه كافران بنانهاده اند مورد تحسين قرار داده كه اين تحسين تقبيح نمودن راه, روش و طريقهء اسلام را در ضمن خود دارد, در وفتاوى صغرى” اّمده: مسلمانى در روز نوروز چيزى را خريد كه قبل از اّن, اّن را نمى خريد و هدف تعظيم و بزرگداشت نوروز بود, كافر مى شود, چرا كه عيد كافران را مورد تعظيم و احترام قرار داده است, و اگر اين خريدارى, بصورت اتفاقى صورت پذيرد و نداند كه امروز, روز نوروز است كافر نه مى شود و همچنين اگر دانست كه امروز, روز نوروز است ولى اّن را به مقصد ديگرى چون اّمدن مهمان وغيره خريدارى نمود, كافر نمى شود شخصى در روز نوروز, چيزى رابه انسانى به هدف تعظيم و حرمت گذاشتن روز نوروز, به عنوان هديه و تحفه كافر مى گردد.
اگر معلم نوروزى خواست و فردى كه از او در خواست نوروزى شده است, در خواست را پاسخ مثبت ندهد بيم كفر معلم مى رود و اگر در خواستش لبيك گفته شود, باز هم بيم كفرش مى رود و در” التتمه” اّمده شخصيكه در روز نوروز, چيزى را مى خرد كه جزاو كسى ديگرى از مسلمين اّن را نمى خرد, كافر مى شود,” (۲۹) در” زادالفقيه) تلخيص شامى چنين مى خوانيم” تقديم نمودن هديه و تحفه بعنوان نوروزى در روز نوروز و روزمهرگان, حرام است و اگر مرامش تعظيم و احترام اين روز باشد همانگونه كه مشركان تعظيم مى كنند, بخداوند كافر مى شود, ابو حفص كبير بخارى مى گويد: اگر مردى پنجاه سال خداوند را پرستش نموده باشد سپس تخمى را به عنوان نوروزى براى مشركان و مجوسيان تحفه بدهد و اراده اش تعظيم اّن روز باشد, بدون شك خودش به خداى بزرگ كافر شده و عبادت پنجاه ساله اش برباد مى شود و اّگر براى مسلمانى تحفه دادو اراده اش تعظيم نوروز نبود بلكه برحسب عادت مردم انجام پذيرفت, كافر نمى شود. لازم است كه اّن را قبل از اّن يا بعد از اّن, بخاطر منتفى ساختن تشبه, انجام دهد”. (۳۰)

از تحقيقات فوق, واضح شد كه تجليل, از نوروز و نوروزى دادن بخاطر اّن, چونكه عيد كفار است, حرام گردانيده شده است و هر مسلمانى كه از اين روز بمثابه يك عيد مانند مجوسيان تجليل كند, به تحقيق كه از كفار تقليد نموده و خود را همانند ايشان ساخته است, چه اين تجليل در شهر و محلات اّبايى مان باشد و چه بارفتن به مزار, زادگاه و منبع اصلى اين عيد و رسم اّتش پرستان و چه بابردن لباسهاى جديد و قيمت بها, يابردن جلبى,ماهى, ميوه جات وغيره به نامزادان و يا رفتن به قبرستانها و اّب پاشيدن روى قبرها و چه باترتيب دادن اّن هفت سين و يا هفت شين كه در ميان مجموعه اخير الذكر شراب نيز, ديده مى شود كه نوشيدن اّن در دين ما, بطور قطع حرام مى باشد و يا با امور ديگرى كه از صميم اعياد, رسم و رواجهاى كفار بوده و با انجام دادن اّن, همانندى با ايشان عرض وجود مى كند و از لحاظ اعتقادى خطرناك است.

ياداشت:

كسانيكه از جاهاى مختلف درون مرز و بيرون مرز, به مزار شريف و يا به جاهاى ديگرى, در روز نوروز رفته, پولهاى گزافى به هدف جهنده بالا و انجام بدعتهاى ديگر, بمصرف مى رسانند, اّيا كدام دليل شرعى از قراّن, سنت اجماع, قياس, اقوال صحابه, تابعين و مجتهدين وائمهء عظام قرون پر بركت سه گانهء كه به زبان درفشان سرور كائنات صلى الله عليه وسلم به” بهتريت” توصيف شده اند, درين رابطه دارند؟ و در كدام كتاب معتبر و معتمد دينى و مذهبى كدام مسئله اى را سراغ دارند كه جوازش را به اثبات برساند؟ اگر هست بياورند! اّنگاه داروى در دست خوانندگان محترم مى باشد!

قضيهء ديگرى كه ناگفته مانده وشايان ذكر است: اين است كه سفر كردن به نيت ثواب جزبه سه مسجد, به جاى ديگرى جايز نيست! اّنانيكه اين همه پولها و اوقات گرانبهاى خود را مصرف نموده جهت شست و شوى گناهان خويش و طلب حاجت و جهت كسب فيوضات از يكطرف و تماشاى صحنه هاى رقص وشنيدن موسيقى در كنسرتها(!) از طرف ديگر, به مزار مى روند, لطفاً براى ما پاسخ بدهند كه براى اين همه تضاد ها و دوگانگيها چه دلايلى ارائه مى دارند؟!

*اّمر انستيتوت تفسير اكادمى علوم افغانستان

محقق محمد يوسف حازمى

نظرات

مطالب مرتبط

کتاب جشنواره نوروز از نظرگاه تاريخ و شريعت

در كيفيت تجليل و برگزارى اين روز در برخى از ولايات نسبت به ديگرى فرقهاى …