Home / افغانستان / ولایات و ولسوالی‌های افغانستان / معرفى ولايت پروان – افغانستان

معرفى ولايت پروان – افغانستان

ولايت پروان يکى از ولايات مرکزى و درجه دوم افغانستان ميباشد که در ٦٤ کيلومترى شمال کابل پايتخت کشور موقعيت دارد. مرکز این ولایت شهر چاریکار می باشد که در حدود ۶۴ کیلومتری شمال کابل و در خاور پیوندگاه رودهای غوربند و پنجشیر واقع است. راه اصلی کابل ـ بغلان و نیز شمال افغانستان از چاریکار می‌گذرد.

 اين ولايت با ولايات ميدان وردک، باميان، بغلان، پنجشير و کاپيسا همسرحد و مرکز آن شهر چاريکار ميباشد.

تاریخ پروان

پروان پایتخت تابستانی امپراتوری کوشانی به خصوص در عهد کنشکای کبیر است. شهرهای بگرام و کاپیسا در دردو سوی دریای پنجشیر مهد تمدن کوشانی میباشد.

پروان در دامان جنوبی هندوکش همیشه سنگر نهایی و عقبگاه مطمین کابلستان بوده‌است. جنگهایی شدیدی که باشندگان پروان در برابر چنگیز خان کردند، به گزارش میرغلام محمد غبار نویسندهٔ «افغانستان در مسیر تاریخ»، سبب شد که چنگیر برای نخستین بار مزهٔ تلخ شکست را بچشد. البته که چنگیز خان برای اولین بار در تاریخ در پروان به شکست مواجه شده استږ که آن هم دز منظقه به اسم پل متک.

در دوران جنگهای سه گانهٔ مردم افغانستان در قرن نزده با انگلیس بازهم پروان دژ استوار و دیواری عبور ناپذیر در برابر متجاوزین انگلیس بود.

پس ازان که امیر حبیب الله خان کلکانی (رح) در سال ۱۹۲۸ با مرکز قرار دادن پروان در شورش‌های ضد حکومتی توانست حکومت امان الله شاه را سرنگون کند، پروان برای اولین بار به مثابهٔ منطقهٔ تاجبخش تاجگیر شناخته شد. ازینرو، وقتی نادر خان به قدرت رسید، برای درهم کوبی روحیهٔ این مردم، کسان زیادی ازمردم را بکشت و دارایی‌های شان را غارت کرد. همچنان برای تداوم سلطهٔ خود براین مردم، به جا به جا سازی طرفداران خود درین نقاط مختلف پروان پرداخت.

همچنان مناطق اطراف شهر چاریکار را به سوی جنوب و شرق جوی دیگر آبیاری میکرده‌است که از دریای غوربند آب میگرفت. این جوی‌ها به نام‌های، جوی چاریکار، جوی خواجه و جوی ماهیگیر یاد میشوند… این جوی‌ها نیز درحال حاضر از شاخهٔ شرقی کانال آبیاری پروان آب میگیرند.

مناطق دیگر پروان بیشتر از آب‌هایی که از کوه‌ها سرازیر میشوند آب میگیرند و بند و انهاری که درین مناطق وجود دارد به صورت عنعنوی صاخته شده و از قرون متمادی بدینسو به همین منوال بوده‌است. یکی ازجمله مناطق عمده ومهم ایکه مربوط به ولایت پروان ونزدیک به ولسوالی‌های کابل است هماناعلاقه داری سنجددره بوده که دارای هفت قریه میباشدکه به دوحصه مهم بالاده وپاین ده تقسیم است، تمام افرادساکن سنجددره مردمان سنی مذهب وفارسی زبان اند.

سنجدره هم سرحدباتوپ دره، غوربندوشهرک سابقه یاسرک عمومی کابل -پروان است اهالی سنجددره اکثرآمردمان تجارت پیشه بوده واکثریت مردمان آن درولایات کابل، پروان، مزار، تخار، بغلان، هرات وسایرمناطق زندگی میکنند، این محل دارای تعدادی اززیارت گاه هابوده ومشهورترین آن پنجپیران پنجشروزیارت رومی صاحب است، مشهورترین محل درسنجددره همانامنطقه بنام چهارجوی است که زمانی پایگاه قومندان ملا(ملامحمدساکن اصلی قریه ده غلامان بوده) که شاهددرگیری‌های میان گروه طالبان وجبهه متحدبود، مردمان این محل درزمان طالبان خسارات هنگفت ملی وجانی رامتحمل شده ودرزمان طالبان موردتهاجم رمه‌های کوچی نیزقرارگرفته ولی سرتسلیم برای افرادمسلح فرودنیاورده اندقابل یادآوریست که درزمان‌های گذشته تعدادی ازمردم قوم منگل که جهت تارج به آن مناطق آمده بوددربعضی ازمناطق آن سربه نیست گردیده‌است.

سنجدره ازجمله محلاتی بوده که درآن آثاربولایتی کشف گردیده‌است حفریات ساحه بولایتی چشمه شفا در ماه ثور سالروان و حفریات بالاحصار در برج حمل سالروان اغاز یافته‌است که اکنون در نتیجه ان اثار یک شهر دوره باختریبدست امده‌است. اثار کشف شده تماماً از دوره باختری است که ممکن قرن ششم و پنجم قبل از میلاد را در بربگیرد. که اتشکده و اتشدان کشف شده در منطقه، بینظیر است. حفریات این ساحه ادامه دارد و در اینده سنه گذاری‌های مطلق ان روشن خواهد گردید. ناگفته نماند که ساختمانهای عصر کوشانی، غوری، تیموری نیز دراین ساحه بولایتی موجود است. اثار و پارچه‌های ظروف سفالی بدست امده مربوط دوره کوشانی‌ها و دوره‌های اسلامی (غزنوی، غوری، تیموری و بعدتر) تا امروز که ساختمانها یکی بالای دیگر قرار دارند، به نظر رسیده‌است.در اطراف بالاحصار ساحاتیکه مربوط عصر بودیزم میشوند قبلاً حفاری گردیده‌است: مانند تپه مرنجان، تپه نارنج، خواجه صفا، تپه خزانه، باغ بابر و کوتل خیرخانه که اثار ان بعداز تحقیق و تسجیل توسط انستیتوت بولایتشناسی به موزیم ملی تسلیم داده شده‌است و همچنان اثاریکه قابل انتقال نیست مانند اثار تپه نارنج در خود ساحه حفظ گردیده‌است.

گفته میتوانیم که موجودیت و تسلسل این ساحات در اطراف شهر کابل و ادامه ان در قلعه حشمت خان، قلعه خندر، خورد کابل، مینار چکری، یخ دره، سنجددره، بت خاک و شیوکی را در برمیگیرد، نشان میدهد که در عصر بولایت، کابل یکی از نقاط مهم تاریخی بشمار میرفت و نقطه توصل راه‌های تجارتی و شهرها بوده‌است.

ساختار تشکيلاتى:
ولايت چاريکا از شهر چاريکار( مرکز) و ولسوالى هاى بگرام، کوه صافى، جبل السراج، سالنگ، سيدخيل، شينوارى، سياه گرد، شيخ على، غوربند و سرخ پارسا تشکيل شده است.

ساختارقومى، مساحت و نفوس:

مساحت ولايت پروان از سوى يکتعداد منابع درحدود ٥٧١٥ کيلومتر مربع و تعداد نفوس آن درحدود ٦٠٠٠ هزار تن تخمين شده؛ اما يکتعداد منابع ديگر نفوس و مساحت اين ولايت کم و زياد از اين رقم ميدانند.

مجموعۀ قريه هاى اين ولايت به ١٣٢٢ ميرسد که ز اقوام تاجک، پشتون، هزاره، ترکمن و پشه يى ها تشکيل شده؛ اما اکثريت شان تاجک و پشتون است.

قوم ترکمن تنها در بعضى مناطق شينوار و افراد مربوط قوم پشه يى نيز در قريۀ ( پشان) مرکز پروان سکونت دارند.

در ولسوالى کوه صافى تنها پشتون ها، در سالنگ تنها تاجک و قوم هزاره در ولسوالى هاى سرخ پارسا و شيخ على پروان سکونت دارند ؛ اما باشندگان مناطق ديگر اين ولايت مشترکاً از اقوام پشتون، تاجک و هزار تشکيل شده اند.

اماکن تاريخى و فرهنگى پروان:

ولايت خُرم و سرسبز ولايات پروان که زادگآه اصلى امام اعظم رحمت الله عليه ميباشد، داراى مناطق تاريخى در جبل السراج، چاريکار و بگرام است.

کاخ جبل السراج درسال ١٩٠٧ ميلادى در زمان سلطنت امير حبيب الله خان اعمار شده است.اين کاخ که بام “سراج الامصار”مسمى بود، تا زمان پاچاهى غازى امن الله خان( تا١٢٩٧) بحيث مقر سلطنت کار گرفته مى شد.

اين کاخ در زمان جنگ ها شديداً متضرر شد ؛ اما تاکنون( ماه دلو سال ١٣٩٠ خورشيدى) اعمار نشده.

٩٢ تن از اصحاب مبارک رسول اکرم ( ص) به شمول “شاه يوسف قتال” نيز در منطقۀ هوفيان که در غرب شهر چاريکار موقعيت دارد، به شهادت رسيده و مقبره هاى آن نيز در همان جا است.

همچنان زيارت هاى سيدعباس جان آغا، سيد جعفرمجرد و ميرجهان نيز در اين منطقه وجود دارد.

منار بلند بيست متره “کچری” نيز در زمان کوشانى ها اعمار شده است . اين منار درسال ١٣٧٧ از اثر اصابت راکت تخريب و تاکنون نيز اعمار نشده. بگرام يکى از مناطق تاريخى ديگر اين ولايت است که پايتخت دوم کابل شاهان بود.

همچنان اثار١٦ آتشکدۀ زمان کنيشکاى کبير شاه مقتدر کوشانى ها( ازسال ١٢٠ تا ١٦٠ ميلادى) هنوز هم وجود دارد.

ميدان هوايى بزرگ کشور که اکنون بحيث پايگاه نظامى نيروهاى امريکايى استعمال ميشود، نيز در ولسوالى بگرام اين ولايت موقعيت دارد.

مناطق تفريحى:

گل غوندى يکى از ساحات مشهور و تفريحى در مرکز اين ولايت ميباشد که گل ارغوان آن از سوى شاعران ستوده شده و مردم از کابل و ساير ولايات در فصل بهار در آنجا جمع و تفريح مى نمايند.

سالنگ که راه مواصلاتى شش ولايت شمالى و شاهراه ولايات شمال شرقى ميباشد؛ از تونل دو ونيم کيلومتره ميگذرد که يک منطقۀ کوهستانى و زيبا ميباشد ومردم در فصل تابستان براى ميله به آنجا ميروند.

زراعت:

درياهاى سالنگ، پنجشير، غوربند، شتل و باريک آب از آب هاى پروان سرچمه ميگيرد؛ اما درياى باريک آب با وضعيت آب هواى سال ارتباط دارد و آب دايمى ندارد.

اين ولايت در حدود ٧٥هزار هکتار زمين هاى زراعتى دارد که انگور،کشمش، توت، گندم، کچالو، جوار و لوبيا از حاصلات مهم آن ميباشد. همچنان توت و انگور پروان از شهرت خاص برخوردار است.

سبزى هاى مختلف در مناطق مرکزى اين ولايت کاشته ميشود که يکتعداد آن براى فروش به بازار هاى کابل عرضه ميشود.

برخى بيشتر باشندگان ولسوالى هاى سرخ پارسا، شيخ على، سياه گرد، شينوار و کوه صافى مالدار ميباشند.

يکتعداد زنان در ولسوالى هاى جبل السراج، سالنگ، سيدخيل، بگرام و شهر چاريکار مصروف روب سازى بانجان و اچار ميباشند و همچنان بانجان رومى، پياز و مرچ نيز ميفروشد.

معادن:

معادن زغال سنگ در تيخان سياگرد و سرخ پارسا، معادن مس در درۀ ترکمن سرخ پارسا، معادن سرپ و جست در سرخ ولسوالى سرخ پارسا، معادن سنگ هاى گروميت در مناطق مختلف کوه صافى، معادن طلا در منطقه جرخشک و معادن سنگ مرمر در ولسوالى سالنگ اين ولايت وجود دارد.

استخراج اين معدن زعال سنگ ادامه داشت ؛ اما اکنون کار آن متوقف گرديده و براى استخراج به داوطلبى گذاشته شده است.

معادن مرمر درسالنگ و معادن سنگ گروميت نيز در ولسوالى کوه صافى به دا وطلبى گذاشته شده ؛ اما معادن متباقى تحت بررسى ها قرار دارد و تاکنون به داو طلبى گذاشته نشده است.

صنايع دستى:

چاقو هاى چاريکار از صنايع مشهور دستى اين ولايت به شمار ميرود. يکتعداد زنان و مردان پروان مصروف دوختن گليم ها ميباشند؛ اما صنايع دستى چرم و لباس مره ها چيزى هاى است که يکتعداد زنان اين ولايت را مصروف ساخته اند.

صنايع نساجى اين ولايت ( به ويژه رخت کتان) در تمامى افغانستان شهرت دارد.

معارف:

ولايت پروان در مجموع ٤١٠ مکتب دارد که از ١٥٩ ليسه، ١٢٦ متوسطه و ١٢٥ابتدايه تشکيل شده و امور تدريسى آن توسط ٨١٢ معلم زن و ٤٨٦٧ مرد پيش برده ميشود.

تاکنون ( تا پايان١٣٩٠) درحدود ١٢٨٠٧٠ پسر و ٧٧١٦٥ دختر مصروف فراگيرى تعليم ميباشند.

همچنان درحدود ٣٤ مراکز علوم دينى نيز وجود دارد که از جمله چهار باب آن دارالعلوم ها، ٢١ باب مدارس تا صنف ١٢ و ٩ باب دارالحفاظ ها ميباشد.

تاکنون امور تدريسى ١٣٧٩٤ تن ذکور و ٣٣٢١ تن اناث از سوى ٤٨٩ تن استاد به شمول ١٣ زن در اين مراکز دينى پيش برده ميشود.

انستيتيوت تحصيلات عالى دولتى در مرکز پروان وجود دارد که به شمول ٤٣٠ دختر ٤٣٠٠ تن شاگرد مصروف تعليم در بخش هاى تعليم و تربيه، زراعت، اقتصاد، ژورناليزم و حقوق در آن ميباشند. همچنان دو مرکز آموزش هاى نرسنگ و قابلکى نيز در چاريکار مرکز ولايت پروان وجود دارد.

علاوه بر يک پوهنتون دولتى و سه مکتب غير دولتى و مدارس دينى مساجد نيز در پروان فعاليت دارد.

صحت:

در اين ولايت ٧ مرکز صحى و ٦٠ کلينيک فعاليت دارد . يک شفاخانۀ ٨٠ بسترى در چاريکار، يک شفاخانۀ ٥٠ بسترى در سرخ پارسا، يک، يک شفاخانۀ ٢٠ بسترى در ولسوالى هاى کوه صافى، بگرام، سالنگ و ساه گرد اين ولايت فعاليت دارد.

در ولسوالى هاى جبل السراج، شينوار، سيدخيل و شيخ على يک يک و در شهر چاريکار سه کلينيک ابتدايى فعاليت دارد.

همچنان ٣٢ کلينيک درجۀ دوم و ٢٢ کلينيک فرعى در بخش هاى مختلف اين ولايت فعاليت دارد.

علاوه بر دو تيم سيار صحى، ٤٢٢ پوسته هاى صحى نيز در اين ولايت وجود دارد.

پوسته هاى مذکور در قريه ها ايجاد شده و درحد پوسته يک مرد و يک زن تحت آموزش گرفته شده و فعاليت هاى صحى به شکل رضاکارانه پيش برده و معلومات صحى ميدهد.

همچنان شفاخانۀ افغان –سويس و کلينيک هوفيان شريف از مراکز صحى خصوصى به سطح ولايت پروان ميباشد که در مرکز اين ولايت فعاليت دارد.

رسانه ها:

علاوه بر تلويزيون ملى وتلويزيون خصوصى الهام ، راديوهاى خصوصى الهام ، دنيا، صداى صلح و طلوع خورشيد در اين ولايت نشرات دارد .
هفته نامۀ پروان، مجله انکشافى پروان، فصلنامۀ معارف، ماهنامۀ پيام شهر شاروالى و ماهنامۀ جوانان رياست اطلاعات وفرهنگ از رسانه هاى چاپى پروان شمرده ميشود.

نهادى هاى مدنى:

اتحاديۀ جوانان، نهاد ايثار، اتحاديۀ انکشاف خدمات اجتماعى زنان، اتحاديۀ رفاه زنان، اتحاديۀ بلند بردن ظرفيت هاى زنان، اتحاديۀ زنان زارع و صنعت کار، اتحاديۀ محصلين و اتحاديۀ روشنفکران از نهاد هاى مدنى اين ولايت ميباشند.

امنيت:
مخالفين مسلح دولت ( طالبان و حزب اسلامى به رهبرى گلبدين حکمتيار) در اين ولايت فعاليت دارد . مسوولين دولتى گفته اند که شبکۀ حقانى نيز شمارى از حملات را در اين ولايت انجام داده است. مخالفين مسلح در شهر چاريکار و مناطق مختلف اين ولايت مکرراً حملات خود را انجام داده اند؛ اما فعاليت هاى آنها در ولسوالى هاى کوه صافى، سياه گرد و شينوار بيشتر محسوس ميشود.

فرهنگ:

فعاليت هاى کلتورى وفرهنگى اين ولايت نسبت به ساير ولايات بهتر است. همه ساله مشاعره ارغوان درگل غوندى برگزار ميشود . علاوه بر اين تلاش هاى ديگر فرهنگى نيز صورت ميگيرد که بااستفاده از رسانه هاى فعال تلويزيونى ، صوتى وچاپى اين ولايت رونق يافته است.

مشاهير:

خليل الله خليلى، محمد افسر رهبين، مولانا عبدالرحمن سيدخيلى، جنرال بابه جان، حاجى الماس ، خواجه محمدنبى ، جان احمد، محمد شفيق شهيد، سناتور على احمد، وکيل عثمان، قارى عبدالله، افسر رهبين، دگروال جيلانى، محمد صابر صابرى، عبدالستار خواصى، امر ستيال، امان الله هميمى، فضل الدين عيار و ضابط گل محمد از چهره هاى سرشناس اين ولايت شمرده ميشود.

ورزش:

بازى کرکت اخيراً علاوه بر بازى هاى رزمى در اين ولايت رشد کرده و تيم کرکت ولايتى نيز دارد.

والى پروان سال گذشته يک دسته زمين براى اعمار ميدان بازى کرکت اختصاص کرده بود. علاوه بر بازى هاى بزکشى و بازى هاى ديگر وطنى بازى هاى فوتبال و باسکتبال توسط تيم هاى ويژه در اين ولايت پيش برده ميشود. مردم اين ولايت بازى هاى رزمى چون کاراته، تکواندو، جدو و همچو بازى ديگر انجام ميدهند.

توت و انگور پروان شهرت فراوان دارد. برعلاوه، گندم، جواری، جو، ماش و لوبیا را میتوان از غله جاتی به شمار آورد که درین ولایت کاشته می‌شوند. مناطق اطراف چاریکار، مرکز ولایت، در تولید انواع سبزیجات پیشقدم بوده و تولیدات آن نه تنها برای مصرف محلی بلکه برای صدور به بازارهای کابل نیز فرستاده می‌شود.

صنعت چاقو سازی در مرکز ولایت- چاریکار، از گذشته‌ها رواج داشت. همچنان صنعت چرمگری درچاریکار وجود داشته‌است. فابریکهٔ کشمش پاکی در دوران حکومت محمد داوود اما با سرمایهٔ شخصی به کار آغاز کرد که در دوران حنگهای سی ساله از کار افتید.

بند و انهار: پروژهٔ بزرگ آبیاری در پروان توسط چینایی‌ها به به ثمر رسانده شد. این پروژه از دریای پنجشیر آغاز شده‌است. برای گذشتن از دریای غوربند فناوری جالبی به کاررفته‌است که لوله‌های بزرگ آب ازشانهٔ یک تپع سرازیرشده و با گذشتن از زیردریای غوربند به شکل بٌرُق روی شانهٔ دیگر تپه می‌برآید و به کانالی که به سوی چاریکار میرود می‌افتد.

کانال یاد شده نارسیده به شهر چاریکار به دو شاخه تقسیم میشود که یکی به سوی شرق میرود و دیگری همچنان به سوی جنوب جریان می‌یابد. درهمین محل تقسیم یک بند برق ساخته شده که مقداری برق برای شهر چاریکار تولید میکند. همچنان در قسمت جنوب شهر چاریکار برای رساندن آب به زمین‌های بالاتر از نهراسلی، دستگاه بزرگ آب انداز (واترپمپ) ساخته شده که به گونهٔ وقفوی آب را از نهر پایین به بالا انداخته و درآنجا به جوی دیگری می‌افتد. این آب حتی تا مناطق قره باغ رسیده و زمین‌های خشک را آبیاری میکند.

نظرات

مطالب مرتبط

معرفى ولايت اروزگان – افغانستان

ارزگان که به نام هاى روزگان يا ارووزگان نيز مسمى گرديده از جمله ٣٤ ولايات …