Home / افغانستان / تاریخ افغانستان / دولت هوتکی افغانستان و سلطنت بر ایران به مدت هفت سال (۱۷۰۹ – ۱۷۳۸ میلادی)

دولت هوتکی افغانستان و سلطنت بر ایران به مدت هفت سال (۱۷۰۹ – ۱۷۳۸ میلادی)

بعد از انقراض دولت تیموریه افغانستان، و تجزیه کشور به دست دولتهای ازبکی ماوراءالنهر و صفوی فارس، و بابریه هند، در اوائل قرن دهم هجری سران کشور آرام ننشسته و مشغول عملیات و طرد اجانب گردیدند، و این کار مشکلی بود که به زودی غلبه بر سه قوای بزرگ میسر نمی شد.

 

فعالیتهای سیاسی و نظامی پیر روشن و اخلاقش با حرکات خان ختک و جنگهای یوسف زائی ها در مشرق افغانستان، همه سالها و ماههای زیادی را در بر گرفت و بالاخره در برابر دولت هند ناکام ثابت شد. این است که عملیات سرداران افغانی در قندهار و هرات بر علیه دولت فارس آغاز و ناکامی جبهه شرق را تلافی نمود.

در اوائل قرن یازدهم هجری ۲۵ هزار عسکر فارس با حاکم آنها گرگین ارمنی در شهر قندهار موجود بود که در کمین فرصت بودند همیشه از در مخالفت با قوای ایران پیش می شدند گرگین برای خاموش کردن اقدامات مردم میرویس خان بن شاه عالم هوتکی پیشرو طوائف غلجائی را از شهر قندهار به دربار اصفهان تبعید نمود میرویس بعد از دقت در ترتیب اداره اصفهان و شخصیت اولیاء امور از آنجا به مکه مکرمه سفر و در عودت به اصفهان شاه حسین صفوی را به مراجعت خود به قندهار راضی ساخت و همینکه در سال ۱۱۲۰ وارد قندهار شد سائر سواران ملی را دور خود جمع و در یک شب گرگین را با همراهان او قتل نموده و استقلال خویش را در قندهار اعلام نمود.

دولت فارس صفوی اردوی بیست هزار نفری را با فرماندهی شخصی بنام خسرو به قندهار سوق داد اما میرویس او را با اردویش در سال ۱۱۲۳ نابود و متعاقبا قوای امدادی فارس را که به قیادت رستم نامی به قندهار سوق شده بود از بین برد. از این بعد میرویس فرمانروای مستقل ولایت قندهار بوده و فقط بنام رئیس ملی منطقه ی خود را اداره می کرد، ولی میرویس بعد از ۸ سال حکومت که هنوز به وحدت اداری مملکت موفق نشده بود فوت، و برادرش میر عبدالله جانشین او گردید. میر عبدالله خواست با دولت صفوی از راه مفاهمه و مصالحه داخل شود ولی همین که مردم از نقشه او دانستند، چون بی اندازه بر ضد دولت فارس بودند، نپذیرفتند و میر محمود پسر میرویس را به پادشاهی قبول و میر عبدالله را به دست او از بین برداشتند.

میر محمود جوان نقشه پدر پیر و نامدار خود را در محل اجرا گذاشت، به این معنی که پدرش قوای دشمن را از ولایت قندهار طرد، و فرصت تاسیس یک حکومت محلی آزاد را در ولایت هرات به دست سران طایفه ابدالی افغانستان داده و زمینه ی فعالیت سیاسی را بر خلاف دشمن برای سرداران محلی سیستان تهیه نمود، اما خودش کاری را که می خواست انجام نداده از دنیا گذشته بود.
اینکه محمود دنباله کار پدر را گرفته و بعد از تهیه یک اردوی قوی در سال ۱۱۳۳ به ولایت کرمان کشید، و پس از مصالحه با لطف علی عامل فارسی، به قندهار مراجعت و مکررا در سال ۱۱۳۵ به قم و کرمان با اردوی خود ریخته و به صورت قطعی آنجا را اشغال و از راه یزد به استقامت اصفهان پایتخت کشور ایران حرکت نمود. دولت فارس در محل گناباد به واسطه قشون پایتخت به مدافعه پیش آمد ولی در مقابل اردوی افغانی عزیمت کرده و در پایتخت محصور گردیدند.

شاه محمود افغان به پادشاه صفوی پیشنهاد نمود که استقلال دولت افغانی را در تمام ولایات متصرفه ی سابقه ی ایران از قبیل ولایات: خراسان، کرمان و قندهار به رسمیت شناخته و سالانه مقداری خراج به قندهار بپردازد. و هم عجالتا دختری از خاندان شاهی صفوی را به زنی او بدهند، در این صورت دولت صفوی محفوظ خواهد ماند. ولی دولت صفوی از قبول این پیشنهاد سر باز زد و شاه محمود مجبور شد آنها را با زور مجبور به تسلیم نماید همان بود که بعد از محاصره شدیدی پایتخت اصفهان تسلیم، و حسین پادشاه صفوی به حضور شاه محمود افغان حاضر و تاج و تخت ایران را به دست خود تقدیم نمود . از این بعد محمود به حیث پادشاه افغانستان و شهنشاه فارس تا سال ۱۱۳۷ هجری به تامین و تنظیم کشور فارس مشغول ماند. زیرا در داخل هنوز طهماسب پسر شاه حسین صفوی مشغول دسیسه و در خارج دولتهای روس و ترک عثمانی چشم حرص و آز به کشور فارس دوخته بودند.

طهماسب مشغول تهیه قشون شده و به مقابله با شاه محمود برآمد و مردم قزوین برضد اشرف بن میرعبدالله عمه زاده ی شاه محمود حاکم خویش عصیان نمودند. این حرکات شاه محمود را مجبور ساخت که به قوای عسکری علاقه های قزوین ، قم، کاشان ، عربستان، یزد و غیره را تامین و خاندان شاهی صفوی را از بین بردارد، شاه محمود در ایران با مامورین و اشخاصی که برضد شاه صفوی خیانت کرده بودند، به خشونت پیش آمد و با مردم و نفوس رویایی مدارا و خوش رفتاری نمود در طول این مدت حسین خان هوتکی عمه زاده ی شاه محمود وکالت او را در قندهار داشت، و ولایات هرات به دست امراء محلی و خودمختار سلسله ابدالی افغان اداره می شد. در ولایت طوس هم شاه محمود تشکیل یک حکومت محلی را زیر قیادت ملک محمود خان سیستانی تقویه و حمایت نمود.

معهذا بیشتر امور فتح و نظام کشور فارس بر دوش شاه محمود بود، و این کثرت مشاغل شاه جوان و فاتح افغان را خسته ساخته و اعصاب او را از کار انداخت. این است که سرداران افغان از بیماری او و خرابی امور دولت اندیشیده اشرف خان پسر کاکایش را که جوان قابل و لایقی بود به روی کار کشیدند.
شاه اشرف در سال ۱۱۳۷ هجری توانست به تخت سلطنت عروج نموده و شاه محمود بیمار را از بین بردارد. خصوصا در حالی که شاه محمود، در قندهار عین این روش را با پدر او میر عبدالله نموده بود.

به هر حال بعد از آنکه شاه اشرف زمام امور را به دست گرفت، او نیز مجبور بود با دشمنان قوی داخلی و خارجی مثل شاه محمود مقابل گردد. طهماسب میرزا برای حصول مقاصد شخصی با استقلال و تمامیت ارضی وطن خود ایران قمار می زد. او با دولت روسیه داخل مذاکره شده بود ، که اگر پطر کبیر به طرد افغانها از فارس مساعدت نماید طهماست حاضر است ولایت شیروان، داغستان، گیلان ، مازندران و استرآباد را به دولت روسیه واگذارد. از دیگر طرف دولت ترک، پس از مذاکره با دولت روسیه به غرض تسخیر قسمتی از ایران قراردادی عقد و با شرط تملک عثمانی بر و لایات تبریز، همدان و کرمانشاه مالکیت روس را بر اراضی موعود طهماسب تصدیق نمود.

طهماسب خود نیز در مازندران به تشکیل قشون آغاز نموده بود، شاه اشرف با تدبیر و دلیری بی مانندی برای حفظ قلمرو خود به حرکت آمده، و چنانکه قبلا قشون افغان جلو روس را در بندر ایران گرفته بودند، شاه اشرف ترکهای عثمانی را هم در حالیکه همدان ، ایروان و تبریز را اشغال کرده بودند در جنگ سختی مغلوب و منهزم ساخت لهذا دولت ترکیه مجبور شد استقلال دولت افغانی فارس را اعتراف نماید. در چنین وقتی شنیده شد که مردی ، از اهل خراسان بنام نادر قلی عسکری جمع و به حیث سپهسالار طهماسب برای اشغال ولایت طوس حرکت نموده است. اگر نادر قلی می توانست ملک محمود خان سیستانی را که از طرف دولت افغانی حمایت می شد از بین بردارد، عقب جبهه شاه اشرف معروض به خطر گردیده خطوط مواصله افغانستان قطع می گردید.

ناچار شاه اشرف برای جلوگیری از چنین حادثه ای به تنظیم عسکر مشغول شد، شاه اشرف در سال ۱۱۴۰ ، تازه از قرارداد با دولت ترکیه فارغ شده بود که سوقیات نادر قلی از شرق به غرب آغاز شد، و در سال ۱۱۴۱ هجری جنگ سختی بین طرفین در موضع مهمان دوست دامغان شروع گردید. ولی قشون افغانی در نتیجه ی جنگ به عقب نشینی در تهران مجبور شده و از آنجا به اصفهان عقب نشستند.سپاه نادر با استقامت به اصفهان حرکت کرد و شاه اشرف در موضع مورچه خورت اصفهان به مدافعه پیش آمد ولی چون نتیجه مطلوب به د ست نیامد به اصفهان مراجعت و از آنجا غرض تجهیز عسکر به شیراز کشید ، شاه اشرف هنوز به ترتیب اردو موفق نشده و قوای افغانی در ولایات ایران متفرق بود،که طهماسب با اردوی خویش به قصد شیراز حرکت کرده جنگ سوم در موضع رزقان ، بین شیراز و استخر، در گرفت طالع به درد دشمن رسیده شاه اشرف مجبور شده برای تهیه یک اردوی خالص افغانی به خط افغانستان حرکت کند. متاسفانه مرض نفاق داخلی مجددا به دولتهای افغانی سرایت کرد و حسین خان هوتک نائب الحکومه ولایت قندهار بنام خونخواهی شاه محمود سواران خویش را به مقابل شاه اشرف اعزام و او را در یکی از نواحی قندهار غفلتا از بین برداشت. و به این ترتیب رد سال ۱۱۴۲ هجری دولت افغانی را در فارس منقرض نمود.

بعد از این حسین خان بعنوان شاه حسین هوتکی سلطنت خود را در قندهار اعلان ، و تا زمان جنگهای نادرشاه افشار در سال ۱۱۵۱ هجری، به حکمرانی دوام نمود اما این فرمان روائی او منحصر به ولایت قندهار بوده به سایر ولایات افغانستان احتوا نمی نمود. به هر حال دولت هوتکیه افغانستان بعد از انقراض دولت تیموریه افغانستان، اولین دولت حسابی است که در قندهار تشکیل و بعد از عصر شهنشاهی غزنوی بار دیگر بر کشور ایران استیلاء کرده است. گرچه دولت هوتکی در داخل به توحید اداره ی سیاسی کل افغانستان موفق نشده و همه شان بیشتر مشغول تحکیم پایتخت قندهار و تسخیر کشور فارس بوده اند معهذا بزرگترین سرمشق استقلال خواهی و تشکیل یک امپراطوری نوین افغانی برای دولتهای افغانی ما بعد خود محسوب است.

میرویس خان موسس این سلسله، مرد مدبر وطن پرستی بوده بلا شبهه قابلیت پادشاهی کشوری را دارا بود، شاه محمود و شاه اشرف هر دو تن از مردان نامدار و فاتح افغانی محسوب اند، تنها شاه حسین مرد عیاش، شاعر و مبتدی بود که نتوانست به حق جای اسلاف خویش را اشغال و هم محافظت نماید.

پادشاهان هوتکی افغانستان
میرویس خان سال ۱۱۲۱- ۱۱۳۰ هجری
میر عبدالله سال ۱۱۳۰ – ۱۱۳۱ هجری
شاه محمود سال ۱۱۳۱ – ۱۱۳۷ هجری
شاه اشرف سال ۱۱۳۷ – ۱۱۴۲ هجری
شاه حسین سال ۱۱۴۲ – ۱۱۵۱ هجری

نظرات

مطالب مرتبط

اوضاع عمومی افغانستان در عصر ظهور اسلام

حضرت محمد (ص) بن عبدالله بن عبدالمطلب از قبیله‌ی قریش‌عرب در نصف اول ماه ربیع‌الاول/ …